img not found

شهید سعید توفیقی

  • تاریخ تولد: 06 اردیبهشت 1327
  • فرزند: محمد
  • تاریخ شهادت: 07 مهر 1369





زندگینامه


سعید توفیقی سعید توفیقی، فرزند محمد و نازاره، در ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۷ در روستای اشکفتان (گاوه رود) از توابع شهرستان سنندج به دنیا آمد. در دوران کودکی پدر خود را از دست داد.؟ به مکتب خانه ده رفت تا قرآن و در مجموع خواندن و نوشتن را فرا گیرد. با فوت مادر زندگی برایش رنگ دیگری پیدا کرد. از همان دوران، فشار ظلم و ستم اربابان و مالکین ده را نمی توانست تحمل کند و در مقابل آنها می ایستاد و مردم را آگاه می کرد. گاهی ماهها مخفیانه در اطراف منطقه زندگی می کرد." در دوران جوانی، بعداز خدمت سربازی در ژاندارمری استخدام شد، اما پس از مدتی با مشاهده فساد موجود در میان فرماندهان نظامیکه ناشی از فساد کل سیستم حکومتی بود و نیز بر اثر فشار روانی رژیم به مردم ستمدیده، با یکی از فرماندهان درگیری و مشاجره پیدا کرد. سعید توفیقی در خاطراتش چنین نوشته است: «با مشاهده دزدی ها و جنایات در ژاندارمری مبارزه را شروع کردم و همیشه در بازداشت بودم تا اینکه در عراق کودتا شد و عبدالکریم قاسم حکومت را به دست گرفت و من که آرزوی انقلاب و سرنگونی طاغوت را در ایران داشتم - به عراق پناهنده شدم. بعد از مدت چند ماه از سوی رژیم عراق تحویل رژیم طاغوتی ایران شدم و پس از شکنجه های زیاد و ۱۴ ماه ممنوع الملاقات شدن به مدت ۳ سال زندان محکوم و محروم از کلیه حقوق اجتماعی برای ابد شدم. پس از آزادی مدتی به بردن دسته ها و زوار به بغداد برای زیارت مشغول شدم و در این فاصله بارها از طرف ساواک دستگیر شدم که چند ماه در زندان ساواک بودم. از هر فرصتی استفاده می کردم و علیه رژیم عمل و مردم را روشن می نمودم تا اینکه حرکت انقلاب به رهبری امام (ره) شروع شد. از همان روز اولی که امام در نجف اشرف بودند، دکان پوشاک فروشی خود را فروختم و در جریان راهپیمایی و حسینیه رفتن قرار گرفتم.»ه با شروع انقلاب اسلامی، او از اولین کسانی بود که در منطقه کردستان همپای سایر اقشار مردم علیه رژیم پهلوی به مبارزه پرداخت. بعد از پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۸ که توطئه امپریالیسم جهت ضعیف نشان دادن مواضع دولت به فکر شکست انقلاب و اقدام به تشکیل گروهکها نمودند. ایشان از اولین کسانی بود که در کردستان نسبت به مواضع گروهکها اعتراض کرد و از درآمد شخصی خود به همراه چندین نفر دیگر اسلحه تهیه نمود و در داخل شهر و مدتی نیز در مناطق اطراف سنندج از جمله باختران به مبارزه و فعالیت پرداخت. از جمله افرادی بود که به دلیل مخالفت با گروهکها وعدم همکاری با آنها سعی در ترور ایشان داشتند. با تشکیل سازمان پیشمرگان کرد مسلمان حاج سعید عضو فعال آن بود. سپس به عنوان مسئول اطلاعات انتخاب شد و تلاش زیادی علیه فعالیتهای ضد انقلاب داخلی انجام داد و ده ها خانه تیمی و مراکز جاسوسی گروهکها در داخل شهر را نابود کرد و افراد زیادی را به عنوان جاسوس شناسایی و دستگیر نمود. او را بارها تهدید به ترور کردند به طوری که خانه اش را منفجر نمودند و خسارات فراوانی به ایشان زدند. حاج سعید عضو سپاه گردید و در سال ۱۳۶۱ به مسئولیت بسیج بازار انتخاب شد و برای هماهنگ کردن بازار با موازین اسلامی و مبارزه با نفوذ ضد انقلاب در آن جا به فعالیت پرداخت. با شدت یافتن فعالیت ضد انقلاب در روستاهای اطراف شهر، در سال ۱۳۶۳ به همراه سایر برادران سپاهی به پاکسازی روستاها و مناطق مختلف کردستان، سنندج و کرمانشاه از وجود ضد انقلاب پرداخت. از جمله آن روستاها می توان به نران، وشکه دل، قصریان، گلین، رمشت و هه شمیز را نام برد که مدت ۴ سال برای نابودی ضد انقلاب تلاش کرد. او علاوه بر فعالیت های نظامی و سپاهی هیچ گاه مسایل رفاهی مردم در آن روستاها را فراموش نکرد و در ایجاد امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی مثل کشیدن برق، ساختن جاده، حمام، مدرسه، درمانگاه و جهاد سازندگی تلاش زیادی کرد.۱۴ آقای برشان، همرزمش، می گوید: «سعید دارای خصوصیات اخلاقی زیاد و برجسته ای بود، مثلا نرمش وی در برابر همگان. حتی اگر یکی از اعضای گروهکها به اسارت ایشان در می آمد، بانرمش عجیبی و با لطافت و مهربانی با او رفتار می کرد که گرایش زیادی به ایشان پیدا می کرد.ه در مورد فعالیتهای عبادی کوشا و وقت شناس بود. در حین عملیات فکر و ذکرش خدا بود و هنگام نماز بی قرار و بی تاب میشد. در مناطقی چون هزار قله و دزلی- که اشرار مسلح حضور گسترده داشتند- سعید بی باکانه و شجاعانه در برابر آنها می ایستاد. علاقه زیادی به قرائت قرآن و تدریس آن داشت. او به برادران رزمی قرآن آموزش میداد. همچنین به روستاییان قرآن را آموزش و به بیان احکام می پرداخت.»۱ ایشان یک بار به زیارت خانه خدا مشرف شدند.۱ به طراحی علاقه داشت و تابلوهای زیبایی می کشید.۱ وی ابتدا مسئولیت گروهان شهدای نران را به عهده داشت و سپس به فرماندهی گردان ضربت محمد رسول الله (ص) انتخاب شد. سعید با تمام توان در جهت نابودی ضد انقلاب تلاش می کرد. شب ها در ارتفاعات قاضی بکر، هزار قله، و نقاط دیگر به درگیری و مبارزه با گروهکها مشغول بود و روزها با مراجعه به ادارات مختلف و نهادها به حل مشکلات روستاییان و محرومین می پرداخت. در سال ۱۳۶۸ در فرمانداری سنندج مامور به خدمت شد. هرگز کسی اتاق کار او را خالی از جمعیت ندید که حاجی بدون کار نشسته باشد. بعد از ظهرها ساعت۵ / ۳ یا ۴ به خانه برمی گشت و اکثر اوقات ناهار نخورده بود. گاهی اوقات شبها نیز تا دیروقت در فرمانداری به سر می برد. همیشه می گفت: «باید بر اساس وجدان کار کرد نه بر اساس ساعت های اداری.» تا آنجا که می توانست مشکلات مردم، بازاریان و محرومین را به مسئولان یادآوری و در جهت رفع آنها تلاش می کرد. دفتر کار او شده بود مرجع رسیدگی به شکایات کشاورز، محروم، بازاری، راننده تاکسی، بقال و خلاصه آنان که دردی داشتند برای گفتن. آقای خالد برشان می گوید: «در آبادی توریور، گروهکها آبادی را اشغال کرده و مانع از خروج محصولات روستاییان به شهر میشدند و از آنجایی که اکثر روستاییان از طریق فروش محصولات کشاورزی خود امرار معاش داشتند، فشار زیادی را تحمل می کردند. ایشان با توجه به این وضع، نیروهای پیشمرگ و همرزم را جمع کرد و با یک یورش غافلگیرانه روستا را از چنگ اشرار مسلح در آورد و آبادی را از وجود ضد انقلاب پاک نمود.»۲ ایشان با روحیه ای خستگی ناپذیر - علی رغم تمام جوسازی ها و شایعه پراکنی های ضد انقلاب و آدمهایی که تحمل وجود او را نداشتند- در خط امام به راه خویش- که همان خدمت به مردم و انقلاب بود- ادامه داد. سرانجام در روز سه شنبه۷ / ۷ / ۱۳۶۹ - در حالی که پیاده عازم منزل بود- او را ترور نمودند و به شهادت رسید. شهید حاج سعید توفیقی در قسمتی از وصیت نامه خود نوشته است: «چون فشار گروهک های چپ آمریکایی در کردستان به حدی زیاد شده که علنا به اماکن مقدس اسلامی حمله می کنند و جوانان پاک مسلمان را در صحن مقدس مسجد با گلوله می کشند، دیگر زندگی حرام شده. وظیفه هر فرد مسلمانی است برای خدا و برای قرآن و برای دین و مذهب خودش به جنگ کفر برود. من هم می روم تا بلال وار وظیفه خود را در راه خدا انجام داده باشم. به هر حال از فرزندانم، خواهانم در زندگی، پاک و با شرافتمندی زندگی نمایید و در تمام عمر خود یک مسلمان متعهد باشید و فرایض دینی و مذهبی خود را تمام و کمال انجام دهید، چون تنها مکتب اسلام و قرآن است که آدمیت را به اوج کمال می رساند ولاغیر.» از ایشان دو فرزند به یادگار مانده است. پیکر مطهر سعید توفیقی را در گلزار شهدای بهشت محمدی سنندج به خاک سپردند.