شهيد اكبر سيف
- تاریخ تولد: 1344/09/21
- فرزند: اصغر
- تاریخ شهادت: 1362/02/22
وصیتنامه
:1416612- اكبر - سيف وصيتنامه شهيد اكبر سيف بسم الله الرحمن الرحيم اللهم ؟؟؟ من جندك فان جندك هم الغالبون و ؟؟؟ من حزبك فان حزبك هم المفلحون و ؟؟؟ من اوليائك فان اوليائك لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . خدمت مادر عزيزم سلام عرض ميكنم ، اميدوارم كه حالت خوب باشد تا بتوانم چند لحظهاى با تو درد و دل كنم . مادرم اميدوارم كه مرا حلال كرده باشى ، مادرم من در راهى قدم نهاده بودم كه اگر مىكشتم پيروز و اگر هم كه كشته مىشدم باز هم پيروز بودم . و اكنون كه افتخار شهادت نصيبم گشته نميدانى چقدر خوشحالم و به خود مغرورم ، آرى به خود مغرورم زيرا كه در پيشگاه بارى تعالى روسپيد گشتم و توانستم تا آخرين قطره خون خويش از حريم اسلام دفاع كنم ، ولى اى خدا من سزاوار اين همه پاداش نبودم . و تو اى مادرم اى كسى كه لحظه به لحظه در فكرت بودم و چه شبها كه براى سرگذشت دشوارت اشك نريختم ، مادرم تو نيز بايد خوشحال باشى ، خوشحال باشى از اينكه توانستى امانتى كه خدا بهت داده بود با كمال ميل در راه قرآن و دينش فدا كنى ، و خوشحال باشى از اينكه اكبرت را همچون علىاكبر حسين با دست خويش در راه خدا به ميدان كارزار فرستادى ، بايد بگويم كه اى مادر اجرت با خداوند رحمان است . مامان از قول من مهرى و آذر و داداش نعمت را ببوس و بايد بمن قول بدهى كه خصومتى را كه با داداش جعفر و عزيز دارى برطرف كنى و على هم كه اگر خواست به خانه برگردد و او را با كمال ميل و با آغوش باز بپذيرى زيرا كه او هم جز شما و خدا كسى را در اين دنيا ندارد و در اين مدت طعم شكست و بدبختى را بقدر كافى چشيده و بهش يك فرصت ديگر بده و به آنها بگو كه اكبر شما عزيزان را دوست داشت و اميدوارم كه در آخرت از خجالتتان بدرآيم و نزد خداوند رحمان شفيعتان باشم . مادر اكنون روح من در آسمانهاست و بسوى بهشت پيش ميرود ، بسوى بهشتى كه در آن ائمه معصومين و مؤمنان خالص خدا در جائى كه لطفها ؟؟؟؟ و در جائى كه جويهاى آب زلال و درختان ميوه است پيش ميرود . ؟؟؟ مىآيم تا باز مثل گذشتهها با هم باشيم و آن خندههاى مستانه را بار ديگر از دل پر دردت ؟؟؟ ؟؟؟ گريه نكند ، خدايى نكرده روزى روزگارى شما طورى شود در فكرت نباشم و گونههايم را خيس نكرده باشم . خواهرم ميدانم برايت برادر خوبى نبودم ولى اين را بدان كه خيلى دوستت دارم و از تو ميخواهم كه تحصيلاتت را ادامه بدهى و فرد مفيدى براى جامعهات باشى . ؟؟؟ نزديكىهاى كربلا پيش رفتيم ولى خدا سعادت ديدن قبر ابا عبد الله را نصيبم نكرد و به اميد اينكه هرچه زودتر راه كربلا باز شود و بجاى من شما آن را زيارت كنيد . بخدا دوست ندارم دست از نوشتن بردارم ولى ؟؟؟ نمىتوانم علاقهام را نسبت به شما ابراز كنم . داداش نعمت من خيلى شما را دوست داشتم چون واقعا ؟؟؟ من تمام كردى و ازت براى كارهايى كه در حقم كردى و رفتارهاى خوبى كه با هم داشتيم تشكر ميكنم . وصيت من به شماها اين است كه امام را دعا كنيد ، براى سپاهيان اسلام دعا كنيد ، براى بهبودى مجروحين ؟؟؟باشد كه خدا قبول كند اين دعاها را . ؟؟؟ شب حمله است نميدانى چه شبى است ، شبى است كه هركس به معبود خويش مىانديشد نوحه و صداى ؟؟؟ سو و دعاى توسل از سوى ديگر قلبهاى سياه ما را صيقل ميدهد و بخدا نزديكتر ميكند . از شما خواهش ميكنم كه براى من ناراحت نباشيد بلكه من بايد ناراحت شما باشم كه چرا اينجا پهلوى ؟؟؟ چون در آخر هر كس بايد بميرد پس چه بهتر كه در راه خدا جان دهد و شهيدش نامند . مهرى ، آذر و داداش نعمت براى هميشه از شما خداحافظى ميكنم و مادرم را اول بخدا و بعد بشما مىسپارم ؟؟؟ پشت خاكريز روى تك تكتتان را مىبوسم . خدا يار و نگهدار همگيتان باشد ، مامان جان خداحافظ . ؟؟؟ حق عليه باطل مادرم - عشق من - روح من - قلب من - وجود من به اميد ديدار ، خدانگهدارت . وصيتنامه اكبر سيف تاريخ 16/11/61 من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى و من عرفنى احبنى و من احبنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلى ديته و من على ديته فانا ديته . آنكس كه مرا طلب كند مىيابد مرا آنكس كه مرا يافت مىشناسد مرا آنكس كه مرا شناخت دوستم ميدارد آنكس كه دوستم داشت به من عشق مىورزد آنكس كه به من عشق ورزيد من نيز به او عشق مىورزم آنكس كه به او عشق ورزيدم ميكشم او را و آنكس كه من او را بكشم خونبهايش بر من واجب است و آنكس كه خونبهايش بر من واجب است پس من خودم خونبهايش هستم .