img not found

شهید شاپور برزگرگلمغانی

  • تاریخ تولد: 13360822
  • فرزند: اسكندر
  • محل شهادت: پنجوین
  • تاریخ شهادت: 1362/08/13





زندگینامه


سردار شهید بسال 1336 شمسی در اردبیل از مادر متولد شد ، دوران کودکی را پشت سر گذاشت و راهی تحصیل علم در مدرسه ابتدائی « شمس حکیمی » « ابوذر» گردید از کلاس اول به دوم ودوم به سوم و همچنین بود تا دبیرستان راه یافت ، هر چند که مشغول تحصیل علم بود ، لیکن از کمک به پدر که دامدار بود هرگز غفلت نمی کرد و گاه وگذاری بر امورات مادر نیز توجه داشت و این چالاکی وچستی باعث شده بود که توجه اهل خانه را بخود معطوف کند در کوچه نیز بین همسالان وشاید بزرگترها بخود شخصیتی قابل توجه کسب نماید ضمن تحصیل در دبیرستان مشغول کار در دکان « درب وپنجره سازی» شد وبعد از فراغت از کار به ورزش مورد علاقه اش که «کشتی» بود می پرداخت وبعد از کار در « تربیت بدنی» جهت تربیت و رشد فکری شبانه به کلاس درسی میرفت . با اینکه جداً برایش مشکل بود که چنین اموری را انجام دهد وبا مشکلات زیادی در این مورد روبرو میشد ولیکن فترت و مستی به خود نمیداد وخم به ابرو نمی آورد ، آشنایان به وی ، زیرکی وخودساختگی او را می دانستند وبر وی بعنوان یک مرد خود ساخته نظر می کردند، همیشه توجه افراد را بخود جلب می کردند ، چه در کوچه ، چه در خانه و چه در مسابقات ورزشی « چندین بار موفق به اخذ جوائز قابل توجه ، مدال در مسابقات کشتی شده بود» ، در جنب این امورات توجه خاصی نیز به دینش وخدایش داشت وبا فراغت به نماز می ایستاد و روزه می گرفت تا اینکه موفق به اخذ دیپلم طبیعی گردید وبعد از مدتی کار در تهرآن وبازگشت به وطن خود ، اعترافات خود را بر علیه « شاه معدوم» شروع شد و شهید شاپور به صف تظاهرات پیوست. در راهپیمائی های تظاهری بر علیه خاندان پهلوی پیش قدم و این کار را از وظائف شرعی خود می دانست ، مغازه ای آهنگری خود را که پدرش برایش خریده بود بسته و فکر وذکرش شعار وتظاهر بر علیه رژیم پهلوی بود ، به رهبر انقلاب علاقه خاص و وافری داشت نوارها وعکسهای وی را توسعه می داد وبا علاقه به فرمایشات رهبر انقلاب گوشه فرا میداد تا اینکه انقلاب اسلامی وتظاهرات به منتهی درجه خود رسید و شهید شاپور شبها نیز مشعول به اعلامیه پراکنی و دیوار نویسی و کوکتل سازی پرداخت و گاه و گذاری به مزدوران رزِم حمله می کرد وبا سنگ و چماق اعتراض خود را علنی می کرد تا اینکه در یکی از شبها در کوچه شان ماشینی را آتش زدند و فردایش وی را دستگیر وبه جرم اینکه یک روز قبل از آن هم تا بر ماشینها را در خیابان آتش زده روانه کلانتری 2 نمودند ، بعد از شکنجه وکتک کاری مفصل راهی دادگستری و با وجود محکوم نشدن راهی زندانش کردند ، در کلانتری آنقدر کتک کاریش کرده بودند که لنگ لنگان راه میرفت ولی صبور بود ومتین تا اینکه از زندان آزاد گردید وبعد از مدتی دوباره به تعقیبش پرداختند و چندین بار برای دستگیریش بجرم شرکت فعال در تظاهرات آمدند ولی موفق به دستگیرش نشدند تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و امام تشریف آوردند واو در آن روز در تهرآن بود وفعالانه در جریانات انقلاب کوشش می کردند ... مدتی بعد که « بنیاد مسکن» در اردبیل تاسیس شده جهت خدمت به مسلمین ومستضعفین وارد در این بنیاد شد و مسئول تحقیق بنیاد گردید ، بعد از مدتی به چوپ بری چوکا در نزدیکی هشت پر رفت وبخاطر نیاز آنجا و حفظ ونگهداری جنگل و کنترل قصبات و دهات آنجا مشغول خدمت گردید در سرکوبی اشرار گروهکها که در رشت جریانی را راه انداخته بود نقش فعالی ایفا نمود وبه اتفاق استاندار رشت حرکت ضد انقلاب را خنثی نمود وبعد از اینکه اوضاع در آن منطقه رو به آرامش نهاد دوباره به اردبیل آمد ، چندبن بار آموزش نظامی توسط افراد مختلف دیده و وارد سپاه اردبیل گردید ، در تشکیل بسیج جزوء اعضای پنج نفره و شاخص ترین فرد آنان بود ومشغول خدمت و آموزش دادن برادران بسیجی شد و.. بعد از حمله دشمن صهیونیستی به « آبادان وخرمشهر» به جبهه اعزام وطبق گفته برادران همسنگرش شجاعانه با 7 نفر به دفاع از «آبادان» پرداخته ولی مجبور به عقب نشینی از آبادان گردیدند و شهید «برزگر» در آن از ناحیه پا زخمی شده وبه بیمارستان منتقلش میکنند تا اینکه بهبودی حاصل ودوباره به اردبیل برمی گردد و به عضویت سپاه پاسداران اردبیل در آمده وبعنوان معاون فرمانده سپاه پاسداران اردبیل مشغول خدمت میشوند وبعد از مدتی بعنوان مسئول آموزش ، بجهت ضرورت آموزش نظامی مشغول انجام وظیفه می شود تا اینکه دوباره در مورخه 2/6/1362 چند روز به شروع عملیات فتح المبین به اتفاق عده ای به منطقه جنوب اعزام می شود . سردار رشید اسلام درخشش رزمی خود را در منطقه حسینیه ما بین « اهواز و خرمشهر » نمایان می کند وهمراه برادران همرزمش در گروهان باهنر به مقابله با پاتک سخت دشمن بر می خیزند و نیروی دشمن صهیونیستی را که نزدیک به تیپ تخمین میزدند مجبور به عقب نشینی می کنند ، مدتی بعد از استحکام موضع به طرف «طراح» حرکت کرده ودر کنار رودخانه کارون با دشمنان اسلام درگیر وبعد به سوسنگرد میروند ومدتی بعد به نیستان واز آنجا به طرف خرمشهر « شلمچه» میروند ... تا اینکه شب حمله فرا میرسد در آن وقت جوشش وعشق سردار بطوری نمایان است که از حرکات وسخنانش معلوم می شود ، دست از پا نمی شناسد ومنتظر فرمان حمله میشود ، غلیان شور وعشقش آنچنان بیشتر می شود که شبانه با برادر شهید جعفر جهازی به منطقه عملیاتی میروند ودر اولین حملات بیت المقدس شرکت کرده ، جعفر به فیض عظیم شهادت نایل می شود وشهید شاپور از ناحیه کتف مجروح میگردد ساعت 5/12 ظهر به نزد دوستان آمده گزارش کوتاه به برادرانش داده وبا آنها راهی « شلمچه» میشوند در یک نبرد سخت و سنگینی شرکت می کنند شجاعتها نشان میدهند و شهادتها نصیبشان می گردد، عده ای از برادران « اکثراً» شهید می شوند وسردار اسلام با چندین تن دیگر در حال زخمی وناراحتی وافسردگی به قرارگاه برمی گردند وچنین میباشد که پیکر خونین برادرانش در قتلگاه شلمچه بخاک میافتد وهر چند تلاش بیشتر جهت حمل جنازه ها داده میشود لیکن پیکر مطهرشان در آنجا مانده وپوسیده می شود که روحشان شاد باد ... شهید بزرگوار سرانجام در مرحله سوم عملیات والفجر 4 و در ارتفاعات شیخ گزنشین در سمت مسئول محور لشگر 31 عاشورا در خاک عراق (پنجوین) به تاریخ 1362/8/13 در اثر تیر دوشکا و اصابت ترکش به پشت به شهادت می رسد. مزار مطهرش در گلستان شهدا در غریبان شهرستان اردبیل واقع است.

وصیتنامه


قسمتی از وصیت نامه سردار شهید شاپور برزگر: بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم تاریخ را که می‌نگریم پر از حوادثی است که در جوامع مختلف بشری رخ داده؛ در اثر حادثه‌ها، عده‌ی بی شماری از انسانها به خاطر تعدادی دیگر از بین رفته اند. قدرتمندها ضعیف ها را از سر راه خود برداشته اند تا بدون مانع بتوانند به نیات و آمال کثیف و ناپاک خود برسند. در زمان پیامبر اسلام (ص) مشرکین مکه چقدر به اذیت و آزار آن فرستاده‌ی خداوند پرداختند! این مطالب را خداوند در قرآن کریم برای پند و عبرت نسل آینده ذکر کرده است. تنها عاملی که این عده را به کارهای ناپسند واداشته، دنیا پرستی است. هر چه از بدیها بر سرانسان بیاید، از مادیات و خودخواهی انسان است. آنها که مخالف راه انبیاء می‌روند بدانند و آگاه باشند که سرنوشتشان غیر از سرنوشت دوستانشان در تاریخ نخواهد بود و مخالفت آنها نیز از مادی بودن آنهاست و نه چیز دیگر. تو پنداری جهانی غیر از این نیست زمین و آسمانی غیر از این نیست