img not found

شهید سیدکمال فاضلی دهکردی

  • تاریخ تولد: 13420426
  • فرزند: سيدحسن
  • محل شهادت: فاو
  • تاریخ شهادت: 1364/11/22





زندگینامه


فرمانده گردان یازهرا(س) تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) درسوم تیر ماه سال 1342در«شهرکرد» چشم به جهان گشود . در بدو تولد مثل تمام بچه هایی که توسط والدینشان برای خدمت به اسلام ناب محمدی؛ با تربت پاک امام حسین علیه السلام کامشان حلاوت می‌گیرد، با تربت پاک حسینی زندگی‌اش شروع شد. طنین ملکوتی اذان و اقامه در گوش او، آغاز یک زندگی روحانی را نوید می‌داد. نامش را کمال نهاد‌ند. با شروع دوران تحصیل و آشنایی با خواندن و نوشتن، عشق و علاقه اش به معارف دینی بیشتر شد .به خاندان عصمت وطهارت( ع ) به ویژه مادر بزرگوارش صدیقه طاهره، حضرت زهرا( س) . عشق می ورزید . انقلاب اسلامی که آغاز شد انگار سید کمال مدتها بود منتظر این رویداد بود .با عشقی که به امام خمینی( ره) داشت، فعالانه در مجالس ومراسم سیاسی ومذهبی شرکت می کرد. با شهامتی انقلابی، کلاس‌های درس را به کلاس مبارزه با طا‌غوت تبدیل کرد و در راه مبارزه با طاغوت، از خود شجاعت بی نظیری نشان داد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی به پاسداران پیوست و در راه پاسداری از ارزشهای اسلامی لحظه‌ای از پای ننشست. در کنار این این وظیفه مقدس در انجمن اسلامی هنر ستان فنی شهرکرد برای ارتقاء و رشد افکار هنر جویان، شبانه روز تلاش می‌کرد. از دیگر فعالیت‌های ایشان، تشکیل پا‌یگاه مقا‌ومت شهید ترکی در مسجد صاحب الزمان« شهر کرد» بود .همچنین اخلاق عملی ایشان در ورزشهای کوه نوردی و باستانی؛ اثر بایسته‌ای در پرورش و تربیت دوستان و شا‌گردانش داشت. باشروع جنگ تحمیلی پرواز دیگری به سوی آسمان کمال آغاز کرد و همراه سه برادر خود مشتاقانه به سوی جبهه‌های حق علیه با طل شتافت به خاطر شجاعت و لیاقتی که از خود نشان داد .در عملیات محرم به عنوان فر‌مانده گروهان انتخاب گردید و در همین عملیات به شدت مجروح شد . طوری که پزشکان معالج از بهبودش نا‌امید شدند. از آنجا که تقدیر خداوند بر زنده‌ماندنش بود؛ در عالم خواب مادر بزرگوارش حضرت زهرا( س) او را شفا داد و خطاب به او فرمود: پسرم تو شفا پیدا کردی. بر خیز! ولی باید قول بدهی که جبهه راترک نکنی. این رخداد به عنوان خاطره‌ای فراموش نشدنی، همیشه در وجودش می‌جوشید و تاب و قرار را از او می‌گرفت. پس از آن بلافاصله در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد و دوباره مجروح شد. پس از مدتی استراحت دوباره به جبهه برگشت و در عملیات والفجر4 باایمان واخلاص عجیبی که داشت حماسه‌ها آفرید و قسمتهای زیادی ازمواضع دشمن را به همراه 15 نفر از یاران باوفایش، بدون آب وغذا و مهمات ؛ به قول خودش تنها با استعانت از امام زمان( عج) و بعد از چندین ساعت در‌گیری فتح نمود و حفظ کرد که مورد تشویق فرماندهان به ویژه سردار سید رحیم صفوی فرمانده کنونی سپاه قرار گرفت. از آن به بعد بود که به عنوان فرمانده گردان انتخاب شد در عملیات خیبر فرماندهی گردان حضرت علی اکبر (ع) را به عهده گرفت. مدتی بعد و با توجه به شدت علاقه اش به حضرت زهرا (س) نام گردان را یا زهرا (س) گذاشت .در همین زمان بود که ازدواج کرد و چند روزی از جبهه نبرد دوربود؛ ولی طولی نکشید که دوباره به جبهه باز گشت در عملیات بدر پس از یکی دو ساعت درگیری و نبرد با عراقی‌ها با همراهی برادرش سید احمد فاضل، خط دشمن را شکست. در این عملیات بود که سید احمد به درجه رفیع شهادت رسید و برادر دیگرش نیز که در عملیات حضور داشت، مجرح شد. پس از این عملیات بود که به توصیه‌های برخی از برادران از جمله سردار زاهدی (فرمانده فعلی نیروی زمینی سپاه) سید کمال به حج رفت .پس از بازگشت از سفر حج به جذب نیروهای بسیجی پرداخت وباتوجه به جاذ به‌ی عجیبی که داشت؛ کار چندان سختی نبود. او الگوی اخلاق بود. ایمان واقعی در رفتار و نوع برخوردش کاملا نمایان بود. او آنقدروالا و بزرگ‌منش بود که دوستان در پی سلوک و طرز رفتارش قدم بر‌می‌داشتند. به عنوان نمونه برخی از بسیجیانی که در جبهه نبرد گاهی سیگار می کشیدند یا با هم شوخی خارج از عرف می‌کردند؛‌ با برخورد منطقی شهید فاضل، که در میان عرفا می‌توان نمونه آن را دید،رفتارشان را تغییر می‌دادند. شهید سید کمال علاقه زیادی به معصومین علیهم السلام به ویژه حضر ت زهرا (س)داشت و همین علاقه و انگیزه یایشان باعث شد نام یا زهرا را برای گردان تحت امر خود انتخاب کند .البته سبب وعلت اصلی انتخاب شان هم الهامات غیبی بود که خود آن بزگوار آن رااین گونه تعریف کرده است (این موضوع را تا لحظه شهادتشان کسی نمی دانست وپس از آن شهید ایرج آقابزرگی آن رابازگوکرد.) درعملیات محرم مجروح شدم.مرا به بیمارستان پشت جبهه انتقال دادند.چندروزی که گذشت حالم بهتر شد.دلم هوای جبهه کرد؛بسیجیان ،پاسداران وآن خلوص بی ریایشان،همیشه درنظرم مجسم بود .درست نبود که من پشت جبهه باشم ودوستانم در میدان کارزار.اینها رابه دکتر معالجم گفتم اما اوهنوز معالجاتم را کافی نمی دید. هرچه اصرارکردم اونپذیرفت وگفت:باید تاچندروزدیگرهم بستری باشم واستراحت کنم. راستش دلم گرفت،بغض گلویم رافشرد.شب جمعه بود باناراحتی به خواب رفتم .درعالم خواب بانوی مجلله ای،به سویم آمد،باورم نمی شد ،به نظرم آمد حضرت زهرا(سلام الله علیه )را زیارت می کنم .خودش بود،جذبه معنوی اش چنان بود که باسنگینی خاصی لفظ مادر برزبانم جاری شد.وقتی گفتم :مادر.درجواب شنیدم:من مادرت خواهم بود به یک شرط!عرض کردم:چه شرطی؟ فرمود:به شرط آن که پیمان ببندی جنگ وجهاددرراه خداراهیچگاه ترک نکنی. خواستم چیزی بگویم که آ ن بزرگوار ازنظرم ناپدیدشد. ازآن پس شهیدفاضل تصمیم میگیرد لحظه ای جبهه وجنگ را ترک نکند.حتی زمانی که سردار زاهدی (فرمانده نیروی زمینی سپاه) که آن موقع فرمانده تیپ 44قمربنی هاشم (ع)بود وعلاقه زیادی به سردار فاضل داشت؛ازاو می خواهد که به مکه معظمه مشرف شود ،قبول نمی کندواصرار می کند که درجبهه بماندومی گوید:هنوز فرصت زیاد است، زمانش که شد ، میروم . چند وقت بعد با پافشاری واصرار دوستان به خصوص سردار زاهدی شهید فاضل به مکه مشرف می شود. ازمکه معظمه بلافاصله عازم منطقه عملیاتی شد به طوری که مراسم دید و باز‌دید ایشان در جبهه صورت گرفت .سردار شهید شاهمرادی در این زمینه با او شوخی می‌کرد. من در تعجبم که حاج کمال طاقت آورد یکماه در مکه بماند پس از سفر حج، حاج کمال بی‌تابی زیادی برای شهادت می‌کرد. وی در نمازهایش بخصوص در نماز شب که در آن بسیار زبانزد بود، همواره دعایش این بود که خدایا مرابه پیشگاه خود فرا خوان او سرانجام در 23بهمن ماه 1365 که مصادف با دهه فاطمیه بود در عملیات پیروزمندانه والفجر 8 از ناحیه پیشانی و پهلو مورد اصابت ترکش قرارگرفت و به دیدارحق شتافت . منبع:سردار فضائل" نوشته ی علی گرجی،نشر بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس چهارمحال وبختیاری-1385

وصیتنامه


:-کدشناسائى :1551957 -نام خانوادگى :فاضلى دهکردى -نام سید کمال (بسم الله الرحمن الرحیم ) (سردار رشید اسلام ،فرمانده گردان یازهرا (س ) حاج سید کمال فاضلى ) «ان الله اشترى من المومنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون ویقتلون ...»خدا جان ومال اهل ایمان‌رابه‌بهشت‌خریدارى‌کرده وآنها در راه خدا جهاد مى کنند که دشمنان دین را بکشند یا خود کشته شوند. خشنودم که خدا پروردگار من است واسلام دین من و حضرت محمد (ص ) که درود خدا براو وآلش باد پیغمبر من است وحضرت على (ع ) امام من وحسن وحسین وعلى ومحمد وجعفر وموسى وعلى ومحمد وعلى وحسن وفرزند شایسته او حضرت مهدى که درود خدا بر ایشان باد پیشوا وآقایان ورهبران‌منند با ایشان دوستم واز دشمنان بیزارى مى جویم انا لله وانا الیه راجعون ،،ما از خدائیم وبه سوى او بازگشت مى کنیم ،، انسان به این دلیل به سوى خدا باز مى گردد که از خداست همه ما در حال حرکت بسوى خدا هستیم چرا ما این را درک نمى کنیم واضح است ،زیرا ما خود را از خدا نمى دانیم مى گوئیم ما کجا وخدا کجا ،در حالیکه نمیتوانیم بفهمیم که انسان ظهوراوست.خدایا مرا در راهت ثابت قدم بدار .خدایا هدایتم کن زیرا مى دانم که گمراهى چه بلاى خطرناکى است .خدایا مرا از بلاى غرور وخودخواهى نجات بده تا حقایق وجود را ببینم وجمال زیبائى تورا مشاهده کنم.خدایا من کوچکم ،ضعیفم ،ناچیزم ،پرکاهى در مقابل طوفانها هستم به من دیده اى عبرت بین ده تا ناچیزى خود را ببینم وعظمت وجلال ترابراستى‌بفهمم خدایا خوش دارم گمنام وتنها باشم تا در غوغاى کشمکشهاى پوچ پوچ مدفون نشوم .خدایا دردمندم روحم از شدت درد مى سوزد ،قلبم مى خروشد احساسم شعله مى کشد وبند بند وجودم از شدت درد صیحه مى کشد تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش ،خسته شده ام ،دل شکسته ام دیگر آرزوئى ندارم احساس میکنم که در این دنیا دیگر جاى من نیست ،با همه وداع میکنم ومى خواهم فقط با خداى خود تنها باشم خدایا به سوى تو مى آیم از عالمیان مى گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنى ده . با درود وسلام برساحت مقدس امام زمان (عج ) ودرود وسلام برنائب برحقش امام امت‌ودرودوسلام بروان پاک شهداى صدر اسلام تاکنون ودرود وسلام برشما امت حزب الله وهمیشه در صحنه همه ما میدانیم که فرزند امانتى است نزد پدرومادر،انسانها همه امانتى هستند در این دنیا ،همه دیر یازود به صاحبش برمى گردد چه بهتر که انسان بادست‌خودش این امانت را به صاحب اصلى اش بدهد .شما اى پدر ومادر شهداء خوب تکلیف الهى خود را انجام دادید وفرزندانى در دامان پاک خودتان پروراندید وچون ابراهیم اسماعیلها یتان را روانه قربانگاه کردید وگفتید خدایا من که چیزى ندارم که در راه اسلام وقرآن وجمهورى اسلامى هدیه کنم این هدیه ناقابل ما را بپذیر . شما ،اى امت شهید پرور در همه کارهایتان خدا را در نظر داشته باشید ویک لحظه ازیاد خدا غافل نباشید واگر همیشه به یاد خدا باشم ، خدا بیاد ما خواهد بود ودر همه کارها ومصیبتها ما را یارى خواهد کرد ،ببینید این دنیا چقدر بى وفا است .که وقتى انسان مى خواهد از دنیا برود هیچ چیز این دنیا بدرد او نمى خورد ،امروز که مرا بخاک مى سپارند مشاهده کنید که چه چیز با خودم از این دنیا میبرم ،فقط چیزى که به درد انسان میخورد ،اعمال وکردار او در این دنیا بوده است ، شما را بخدا در این روز که دیگر من در میان شما نیستم ،قسم میدهم زیاد دل به دنیا وپست ومقامهاى آن نبندید اگر به شما مسئولیتى داده میشود بطور احسن مسئولیت خودتان را انجام بدهید ومساوات وبرابرى را رعایت کنید وبه فکر محرومین بیشترباشید،امروز پس از گذشت چند سال از انقلاب ازخود سوال کنید که براى انقلاب چه کرده اید ؟آیا براستى خون پاک شهدا را پاس داشته اید آیا وارثان به حقى براى سفارشهاى آنها بوده اید ؟برادر وخواهر نکندخدائى ناکرده پست ومقام این دنیاى مادى ما را از خدا دور کند ،خدا ناظر برکارهاى ماست ،دست از این اختلافها واز این کشمکشهاى پوچ وتوخالى بردارید ،قلب امام را بیشتر از این به درد نیاوریم دست به دست هم بدهیم واگر تاکنون موفق نشده ایم دین خود را نسبت به خون شهداى اسلام از جان عزیز تر ادا کنیم با تلاش وکوشش پیگیر به نگهدارى از دست آوردهاى انقلاب بکوشیم وزمینه صدور واقعى آن را با عمل صحیحمان فراهم کنیم ،انشاءالله . واى برادر ثابت قدم واستوار پیش برو ،گمان مبرکه شهیدان مرده اند که شهید شاهد است وجاودانه شاهدى برظلم ابرجنایتکارانى که هر روز برمردم محروم ستم مى کنند . ومادر عزیز !چون کوه استوار وثابت باش ،جاودانه بمان واز حق خود وفرزندان این آب وخاک حمایت کن ،هان بیدار باش که شهادت من ترا از هدف باز نایستاند ،چراکه هدفمان بسى بالاتر از اینهاست که در راه آن توجهى نشود ،زینب وار کوله بار مصیبت را بردوش بکش ورسالت شهیدان را به‌هرکوى‌وبرزن بانک بزن وبرسان . برادران وخواهران !شما امام حسین (ع ) وزینب رادر زندگى خود الگو قرار دهید وزمینه را براى انقلاب مهدى (عج ) فراهم سازید واز خداوند مى خواهم که شما را بر تمام امتحانات الهى موفق دارد چون مبدا امتحان عمل است واین دنیا فقط محل امتحان است وهر کس با اعمال خود نتیجه امتحان رادر روز قیامت مشخص میکند همگى در خط اسلام بایستید قدر این رهبر را بدانید چون ما هر چه‌داریم از این رهبر داریم تا مى توانید به این رهبر دعا کنید شبها دو رکعت نماز براى سلامتى امام وبراى ظهور امام زمان (عج ) بخوانید ،دعاى کمیل وتوسل بخوانید وادعیه دیگر را نیز فراموش نکنید . واى پدر ومادر عزیزم !اگر نتوانستم وظیفه فرزندى خودم را انجام بدهم مرا ببخشید واگر از من خطائى سرزده به بزرگوارى خودتان عفو وبخشش کنید ومرا حلال کنید . از همه دوستان وکسانى که مرا مى شناسند اگر از من بدى دیده اند یا خطائى از من سرزده یا غیبتى از آنها کرده ام مرا ببخشید وحلالم کنید . والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته سید کمال فاضل دهکردى 8/5/1364