img not found

شهید علیمرد شعبانی

  • تاریخ تولد: 13430902
  • فرزند: صالح
  • محل شهادت: چنگوله
  • تاریخ شهادت: 1367/03/29





وصیتنامه


:بسم الله الرحمن الرحیم « السابقون السابقون اولئک المقربون »واقعه 10 به جبهه مى‌روم تا عهد و پیمانى را که درمساجدوخیابانها با امام خود بستم ادا نمایم. شهادت تصادفى نیست ، بلکه لیاقتى است که خداوند نصیب بندگان صالح خویش مى‌کند . براى من ناراحت نباشید ، به خاطر اسلام ناراحت بشوید که خداى نخواسته روزى شکست نخورد . با سلام و درود بیکران بر مهدى موعود و نائب برحقش امام خمینى و با سلام بر شهداى راه حق و حقیقت و سلام بر پدر و مادر عزیزم که مرا بزرگ کرده و خونم را تقدیم اسلام نمودند. اینجانب بدون هیچگونه زور و اجبارى در این راه گام نهاده و هدفم رسیدم به مقصد الهى که همانا شهادت است .ملت شهیدپرور ایران ضمن عرض سلام شما را به خون شهدا قسم مى‌دهم که همیشه از مقام امام امت و همچنین مسئولین مملکتى پشتیبانى کنید و نگذارید که منافقین کوردل دست‌اندکار بشوند و اسلام از دست این ناپاکان ضربه بخورد. همیشه فرزندانتان را به جبهه بفرستید و از جبهه حمایت کنید . امروز امام گفته است باید برویم ، باید لباس رزم بپوشیم و بر حادثه دل ببندیم . بایدسمند تندپاى عشق را زین کنیم چون راهیان کربلاى حسینى(ع) این روزها ادامه عاشوراست و هر روز عاشوراست . هر روز هفتادودو شهاب عاشق بر روى نى سرود شهادت مى‌خوانند . آسمان هیچوقت اینهمه ستاره نداشته است . هیچوقت حسینیه دلهایمان اینقدر شلوغ نبوده است . این عصر ، عصر قیام عاشق است . خفاشها مى‌خواهند بین ما و خورشید پرده‌اى از سیاهى بکشند اما نمى‌دانندکه چنین ایستاده‌ایم . وقتیکه مذهب عشق ، ما را به فرداى خطر مى‌کشاند دیگر نباید به ماندن و بودن دل ببندیم . باید به کاروان حسین بپیوندیم این دشتها که سبز و طربناکند انگار پرچم سبز شهدا را قباى تن کرده‌اند . این دشتها همیشه طربناکند و همیشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. اى نامحرمان عشق بر مرگ سرخ ما اشک تمساح مریزید ما دیریست بر مرگ سرخ خندیده‌ایم . این خنده‌آور است که کلاغان در حصار آهن و سیمان برپرکشیدن مرغان هوا افسوس مى‌خورند ، اینان خود لایق افسوس خوردنند . ما سرخوشان باده و مى‌ایم ، در گفتار شهدا صداقتى است که در خورشید نیست این حرف را روزى که به جمع آنها بپیوندید بهتر درک مى‌کنید وقتى لباس ساده و بى‌آلایش بسیجیان را بپوشید و در جمع عاشقان بسیجى باشید و در نیمه‌هاى شب زلال اشک آنان را تماشا کنید باور مى‌کنید که زندگى جز خوردن و خوابیدن است و آنوقت اگر دلهاتان نپوسیده باشد ماندن را مصیبت مى‌دانید . اینها حقیقتى است که مى‌گویم اینها حتى یک گوشه‌اى از حکایت شهدا نیست . دنیا هنوز قداست شهدا را باور نکرده است . باور کنید فرداى روشنى در انتظار ماست . همه ما کاروانى هستیم که در شب جمعه مسیر از زمین تا عرش را با پاى سر مى‌رویم و کاروان سالار ما هر شب براى ما درس عشق مى‌گوید . شهدا همچون منظومه شهاب مینمایند و در پایان از پدر و مادر و برادران و خواهرانم و همچنین دوستان و آشنایان حلالیت مى‌طلبم و تقاضایى که دارم این است که از پسرم حمزه خوب مواظبت کنند و نگذارند که بعد از مرگ من بر همسرم تلخى کند و کارى کند که همسرم در خانه خودمان بماند ، دیگر این را بهتر درک مى‌کنید و از قول من به تمام کسانیکه بر گردن من حقى داشتند سلام برسانید ، در ضمن سه ماه روزه و نماز قضا دارم به جاى آورید . والسلام على عبادالله الصالحین . وصیت به پاسداران انقلاب اسلامى و همسنگران سلام بر شما اى روى تنان تیزچنگ ، اینک زخمهایتان را مداوا مى‌کند با داروى عشق . اى پاسدارها در معرض امتحان رهبر هستیم مبادا بخواهیم با خون دیگران براى خودمان مسئولیتى درست کنیم . همیشه و در همه حال جبهه‌ها را محکم نگه دارید چون تا به حال هم محکم نگه‌داشته‌اید . الان دشمنان اسلام از دست شما ضربه مى‌خورند و به قول امام امت چنان سیلى به صدام بزنید که برق آن چشم استکبار جهانى را کور کند . با هم متعهد باشید ، برادر باشید و تمام کارهایتان به خاطر اسلام باشد . همیشه از ادامه‌دهندگان راه شهدا باشید ، سختیها را تحمل کنید و نگذارید که منافقین کوردل در بین شماها تفرقه ابجاد کنند . از روحانیت در خط امام پشتیبانى کنید و نمازهاى شب را همیشه به پا دارید زیرا توشه آخرت شماست و شماها چشم امام هستید ، بطوریکه مى‌فرماید سپاه چشم من و چشم من هرگز خطا نمى‌کند . خداوند سلاحتان را برنده‌تر کند ، دشمنانتان را از بین ببرد ،خدا به خانواده‌هایتان صبر و اجر عنایت فرماید . الله اکبر و از یکایک شماها حلالیت مى‌طلبم . خدایا بدنم را آنچنان قطعه قطعه کن که هر قطعه از آن کفاره‌اى باشد بر گناهانم . علیمرد شعبانى