
شهيد احمد ملك محمدي
- تاریخ تولد: 1343/06/05
- فرزند: حسن
- تاریخ شهادت: 1365/04/10
وصیتنامه
:وصيت نامه شهيد: احمد ملك محمدى كد شناسايى:1720536 بسم الله الرحمن الرحيم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان عليا ولى الله سلام عليكم: حضور محترم پدر و مادر عزيزم سلام عرض مىكنم بارى اگر چه در بين شما زبانم قاصر از گفتن و قلمم ناتوان است از نوشتن ولى بر حسب تكليف براى آخرين بار چند كلامى به عنوان وصيت براى شما مىنويسم و اميدوارم كه به آن عمل شود اول اينكه از شما تقاضا دارم كه مرا به بزرگوارى خود ببخشيد زيرا كه شما اين همه رنج و زحمت و اين همه مشكلات را براى من متحمل شديد تا عصاى دست شما باشم و من تا به حال جز زحمت و زياد كردن مشكلات شما كارى نكردهام و حالا هم كه قدرى به خود آمدهام هم جز اينكه شما را در حالت نگرانى نگه داشتهام كارى نكردم ولى خدا مىداند كه منتظر فرصتى بودهام تا بتوانم ذرهاى از درياى محبتى كه در حق من كردهايد را جبران كنم ولى اين جنگ و دفاع از حريم مقدس اسلام اين فرصت را به من نداد . چرا كه اسلام و قرآن از هر امر مهمى مهمتر است و حالا هم كه مرگ مرا در آغوش خود گرفته است و ديگر نمىتوانم وظيفهام را نسبت به شما انجام دهم اميدوارم كه در آن جهان آخرت كه بازگشت همه به سوى اوست كارى كنم كه اگر خداوند اين جان ناقابل مرا به لطف و كرم خود از اين حقير و روسياه درمانده قبول كند تا شما را به بهترين جايى كه به من عنايت فرموده است ببرم . قدمى به آنجا نگذارم البته شما هم بايد ادامه دهنده راه شهدا باشيد و از شما خواهش مىكنم كه خداوند را به حق 14 معصوم پاك قسمش دهيد كه همه شهداى جنگ تحميلى و اين حقير را با حضرت سيدالشهدا سالار شهيدان محشور بفرمايد . و ديگر اينكه اولا پدرم را وصى خود قرار دادم و از او مىخواهم كه مختصر مالى را كه دارم هر طورى كه صلاح دانست در مورد آنها تصميم بگيرد و موتورم را هم به پدرم سپردم كه هر طور خواست در مورد آن تصميم بگيرد و ديگر اينكه حدود 75 روزه به گردنم است كه آن را برايم ادا نماييد . و اگر كسى از من طلب داشت مرا زير دين حقالناس نگذاريد و اگر چيزى از بيتالمال از من در خانه است به مراكز سپاه و يا بسيج تحويل بدهيد و چند كلامى با برادرانم محمدآقا و محمودآقا : و آن اين است كه از شما مىخواهم كه نسبت به هم و پدر و مادرتان مهربان باشيد و قدر همديگر را بدانيد و كارى نكنيد كه خدايى ناكرده باعث ناراحتى همديگر شويد بخصوص سفارش پدر و مادر را به شما زياد مىكنم و در مشكلات همديگر را تنها نگذاريد اگر چه من خودم اينطور نبودم ولى اميدوارم كه شما اين چنين باشيد و سخنى هم با خواهران و خويشان و آن اينكه هميشه خداوند را ناظر اعمال خود بدانيد و فقط براى رضاى خدا هر كارى مىكنيد باشد و به انجام دادن احكام اسلام زياد تلاش كنيد و مخصوصا حجاب خود را رعايت فرماييد و فرزندان خود را چنان تربيت كنيد كه اسلام به وجود آنها افتخار كند . در پايان از همه شما مىخواهم كه هر بدى از من ديدهايد مرا حلال كنيد و من هم اگر احيانا حقى به گردن شما دارم همه را حلال كردم . در ضمن مرا از دعاى خويش فراموش نفرماييد و از خداوند برايم طلب آمرزش بكنيد و سلام مرا به همه دوستان و آشنايان و خالهها عموها و پسرخالهها حاج دايى آبجى اكرم و اعظم و زهرا و فاطمه و بچههايشان و همه و همه برسانيد و از همه باز هم برايم حلاليت بطلبيد 2% وصيت نامه شهيد احمد ملكمحمدى كد شناسايى: 1720536 بسم الله الرحمن الرحيم و لا تحسبن الذن قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون با درود و سلام به يگانه منجى عالم بشريت دادگستر جهان و پركننده عدل و داد امام زمان (عج) و با درود و سلام خدمت نايب برحقش بتشكن زمان و رهرو راه انبياء رهبر كبير انقلاب امام خمينى و با درود و سلام خدمت ملت شهيدپرور ايران و با درود و سلام خدمت رزمندگان اين راهيان نور پاسداران اسلام و مجاهدان فى سبيل الله سلام عليكم و رحمة الله اين جانب احمد ملكمحمدى وصيت مىكنم كه پدرم از جانب من وصى مىباشد كه مختصر مالى را كه از دنيا دارم به هر نحوى كه صلاح مىدانست ازآنها استفاده كند و موتورم را هم اگر خواستيد بفروشيد و يك موتور كوچكتر براى بابا بخريد و يا پول آن را خرج مجلس ختمى كه براى من مىگيريد مصرف كنيد و يا هر طورى كه صلاح مىدانستيد خرج كنيد چون دلم نمىخواهد براى شما تكليفى معلوم كنم و شما را به دردسر بيندازم هر طورى كه خواستيد خرج كنيد . و 60 يا 70 تا روزه دارم آنها را هم با عرض معذرت از شما خواهش مىكنم كه برايم بگيريد و خيلى خيلى هم از شما معذرت مىخواهم كه شما را زحمت مىاندازم زيرا كه بيش از اين خداوند مصلحت ندانست كه در دنيا باشم و نتوانستم كه روزههاى خود را بگيريم و چند بسته قرص كلر و دو عدد فشنگ كلاش و دو تا دفتر 40 برگ كه لاى آن يك مقدارى ورق كوچك سبز رنگ است و هرچه را متعلق به بيتالمال مىباشد به بسيج و يا سپاه تحويل دهيد پدر و مادر جان من شما را خيلى اذيت كردم و براى شما ناراحتىهاى زيادى بوجود آوردم از شما عاجزانه تقاضا دارم كه به بزرگوارى خودتان فرزند حقير را حلال كنيد و از خداوند برايم طلب آمرزش بخواهيد اميدوارم كه خداوند به شما اجر و صبر فراوان عنايت فرمايد زيرا كه ((الايمان نصفان نصف فى الصبر و نصف فى الشكر)) ايمان دو نيمه است نيمى صبر و نيمى شكر. اميدوارم كه اين دو نيمه ايمان را بدست آوريم و اگر داريم آن را تقويت و حفظ كنيم . پدر و مادر جان به شما مىگويم كه خدا شاهد است كه من از ته قلب شما را دوست دارم و به وجود شما افتخار مىكنم كه مرا اين چنين تربيت كرديد كه حداقل بد را از خوب و زشت را از زيبا تشخيص دهم من خاك كف پاى شما هستم و از شما خواهش مىكنم مرا از دعاى خير خويش فراموش نكنيد و بعد از شهادت من بىتابى نكنيد . نكند كه با اعمال خود اجر خود را از دست بدهيم صبر داشته باشيم از كجا كه اين امتحانى نباشد براى من و شما از جانب خدا نكند كه امتحان را درست ندهيم . به شما و همه سفارش مىكنم كه نماز اول وقت را فراموش نكنيد نماز شب را فراموش نكنيد خواندن قرآن را فراموش نكنيد قلب خود را با خواندن قرآن نورانى كنيد . جبههها را فراموش نكنيد حمايت از امام را فراموش نكنيد نكند كه امام را تنها بگذاريد اگر امام را تنها گذاشتيد بدانيد كه امام حسين را تنها گذاشتهايد اسلام را تنها گذاشتهايد از انقلاب اسلامى و دولت جمهورى اسلامى تا آخرين قطره خون خود حمايت كنيد نكند خدايى ناكرده كارى كنيد كه به نحوى دولت اسلامى تضعيف شود اين قدر غر نزنيد اين قدر ايراد نگيريد از دولت، بايد دولت را تشويق كنيد با پشتيبانى خود از دولت آيه لن تنالوا البرحتى تنفقوا مما تحبون عمل كنيد و ... در ضمن يك دستمال كاغذى لاى كارت كتابخانهام است آن را با يك مقدار تربت امام حسين با من دفن كنيد . در پايان خاك كف پاى شما را مىبوسم . ««به اميد پيروزى اسلام بر كفر جهانى»» ««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»» احمد ملكمحمدى