img not found

شهید غلامرضا کاووسی قهفرخی

  • تاریخ تولد: 1337/09/01
  • فرزند: محمود
  • محل شهادت: شاخ شمیران
  • تاریخ شهادت: 1366//1/2/





زندگینامه


غلامرضا یکم آذر 1337، در شهر فرخشهر از توابع شهرستان شهرکرد به دنیا آمد. پدرش محمود، کاسب بود و مادرش مهین نام داشت. تا پایان دوره کاردانی در رشته مکانیک درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سال 1361 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. بیست و سوم اسفند 1366، با سمت فرمانده گردان یا زهرا در شاخ شمیران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مزار او در بهشت صالح زادگاهش قرار دارد. برادر او علیرضا کاوسی قهفرخی نیز به شهادت رسید.

وصیتنامه


:-کدشناسائى : 1611913 -نام خانوادگى : کاوسى قهفرخى -نام : غلام (بسم الله الرحمن الرحیم ) «انالله واناالیه راجعون » با حمدوثنا خداوندمتعال‌وباشهادت‌بروحدانیت‌خداوند عزوجل وشهادت بررسالت حضرت محمدمصطفى (ص )خاتم‌الانبیاءوشهادت‌برامامت‌اولیاءعظام‌که‌درودو صلوات خداوند برآنها بالاخص خاتمشان‌حضرت‌حجه‌ابن الحسن(عج)وباسلام‌ودرودبرنائبش‌حضرت‌آیت‌الله العظمى خمینى رهبرکبیر وبتشکن وبیدار کننده نفسها ى مرده که خداوند تا انقلاب حضرت حجه طول عمر باعزت به ایشان عنایت بفرماید انشاءالله‌وباسلام ودرودبرشهیدان از صدر اسلام تاکنون وخانواده معظم شهداء واسراء ومفقودین که با اهداء بهترین سرمایه زندگى خود درخت اسلام را آبیارى نمودند وباسلام ودرود برشهیدان زنده آن عزیزانى که‌براى زنده وپایدارماندن اسلام از سلامتى خودگذشتند که انشاءالله خداوند به آنها صبرواستقامت وشفاى‌عاجل عنایت بفرماید وباسلام ودرودبرکفرستیزان جبهه توحید این رهروان اباعبدالله الحسین(ع)که‌عاشوراها وکربلاهاى دیگر آفریدند ونگذاشتند ونمى گذارندکه عاشوراوکربلاى مظلومانه اباعبدالله‌واصحابش‌خاموش گرددوانشاءالله ادامه میدهند تا انتقام خونهاى پاک بناحق ریخته شده آن عزیزان وتمامى شهیدان را بگیرند . (ان تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم ) وبالاخره نصرت خداوند تبارک وتعالى رسید واسلام برکفر غلبه کرد واین وعده خداست زیرا که وعده‌خدا دروغ نیست اما اى عزیزانى که میخواهید جاى خالى شهدارا پروراه شهداءراادامه دهید بدانید که نصرت خدا بهمین سادگى انجام پذیر نخواهد بود زیرا که راه حق سختى ها دارد وسختى ها را عاشقان بجان میخرند ومانند شمع میسوزند تا روشن نگهدارند محفل خاموش نشدنى اسلام‌راپس‌شماهم‌اگرمیخواهید در آخرت سرافرازباشید بایستى سختى هاى بعدى را تحمل وبا آنها مبارزه کنید تا این حکومت ولى الله میسر گرددهمانطور که امام عزیزمان فرمودند نهضت رابدست آقا امام زمان تحویل دهیم ونکند خداى ناکرده سست واندوهگین‌گردیددربرابرمشکلات چون خداوند میفرماید (ولاتهنواولاتحزنوا انتم الا عدوان کنتم مومنین ) اى عزیزان ادامه‌دهنده‌نهضت حسینى خودخواهى ها وخودپرستى ها ومنت هاراکنار بگذارید زیرا آفت انسانهاست که منحرف میکند وبه فلاکت وتباهى میکشاند از ولایت دور نشویدوباولایت باشید که اگر با ولى فقیه باشید آسیبى‌به‌شمانخواهد رسید اما اگر خودسر شوید منحرف خواهید شد اى عزیزان بیادبیاورید بعد از پیغمبرراکه با على (ع ) چه کردند اینها عبرت است براى همه وقرآن هم‌زیاد به اینطور مسائل اشاره نموده‌امااگرگوش‌شنواوچشم بینا باشد البته واین چشم وگوش ظاهرى زیرا که این چشم وگوش را صدامیها وریگانها و...دارند بلکه‌چشم وگوش که بشنود وببیند وعبرت بگیرد وبالاخره عبرت که پیش آمد انسان نظر به روز آخرعمرخودمى‌افکند وچون نمى داند که روزآخر عمرش چه موقع است‌لذا لحظه ها را لحظه آخر میداند واینجاست که (حاسبو ا انفسکم قبل ان تحاسبوا) پیش میآید وانسان بحساب خودش میرسد قبل از آنکه به حسابش برسند ودر نتیجه از مرگ هراسى ندارد زیرا ترس از مرگ بخاطر ترس از عذاب آخرت است وانسانى که قبلا به حساب خودرسید باشد دیگر از حساب آخرت ترسى ندارد . وشاعر دنیا را اینطوربیان میکند. حال دنیا رابپرسیدم ازفرزانه اى گفت یاباداست یاخراب است یاافسانه اى (؟؟؟) گفت یاشمعى است یا نرمى است یا پروانه اى گفتمش اینهاکه میبینى چرادل بسته اند گفت یاکورندیا مستندیا دیوانه اى واما کوردلان بدانند که من با چشمان باز وآگاهى کامل در این راه قدم گذاشتم وبا آغوش باز سراغ شهادت رفتم نه از روى احساسات ونه براى حقوق و مزایا ونه براى پست ومقام زیرا که زیر آتش توپخانه و گلوله رفتن براى پست ومقام وحقوق حماقت است واینرابدانیدبنده اگر میخواستم میتوانستم در شهر بمانم وبیشترین حقوق را دریافت نمایم وهیچ جبهه هم نروم مثل خیلى افراددیگرامااحساس‌مسئولیت ودفاع از کیان اسلام وانقلاب اسلامى وخون‌شهیدان به بنده اجازه ماندن در شهر رانداد واینکه من نمى گویم شمع باش یا پروانه باش گربعشق سوختن افتاده اى مردانه باش واما وصیتى به خانواده وپدرومادروخویشان‌وبستگان محترم : پدرومادر عزیزم انشاءالله که مرا ببخشیدوحلال‌کنید زیرا نتوانستم حق فرزندى را خوب اداکنم برادران وخواهر عزیزم مراببخشید ودرشهادت من گریه‌نکنید بلکه اگر خواستید گریه کنید بیاد ابا عبدالله‌واصحابش که مظلوم بوده اند وخانواده به اسارت رفته‌اش‌گریه کنید زیرا زینب کبرى ودیگر خانواده شهداءکربلا را نه تنها احترام نکردند بلکه بصورت‌آنهاسیلى‌هم‌زدند عزیزان در گریه کردن صدایتان رازیاد بلند نکنید و به سروصورت خود نکوبید زیرا اینکار رابراى آنهائى که در راه غیر خداودر راه فسادازبین مى روند بایستى انجام دادوبراى آخرت آنها غصه خورد ولى این راه واین مرگ (شهادت )غصه ندارد بلکه‌اى‌پدرم ومادرعزیزم خوشحال باشید که فرزندانى این چنین بزرگ کردید وشما مگر سعادت وخوشبختى‌فرزندتان را نمى خواهید پس شهادت ما در این مرگ واین شهادت است .وچندکلمه اى براى همسر وفرزندانم : همسرعزیزم میدانم که سختى هاى زیادى رابراى خدا تحمل کرده وصبرنموده اى که (اى سمیع الصابرین) پس در این شهادت هم صبورباش که نزد خدا اجر عظیمى براى خوداندوخته اى واین را بدان که انسان عاقبت یک روز خواهدمرد وعمل اوست که او را نجات خواهد داد (یاایهاالانسان انک کادم الى ربک کدم فملاقیه ) هاجر جان ومحسن جان وحسین‌جان‌رابجاى من ببوس وخوب نگهدارى کن وبه راه اسلام آنها را هدایت کن که خوشبختى انسانها در اسلام است‌ولاغیر به آنها خوب احترام کن تا انشاءالله بتو احترام کنند . حاجى یدالله وحاجیه خانم انشاءالله مراببخشید وحلال کنید وبدانید شما هم اجرعظیمى درنزدخداوند دارید پس صبور باشید ونکند سختى ها شماراازپاى‌درآورد زیرا انسانها همیشه در حال امتحان میباشند وبدانید که یکروز مرگ اوخواهدرسید .کلیه خویشان‌وبستگان ودوستان وآشنایان مراحلال کنید وببخشیدوازهمگى التماس دعا دارم . والسلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار برادر کوچک شما غلامرضا کاوسى 16/11/66