شهید امیر معصومی
- تاریخ تولد: 1366/06/29
- فرزند: محمدطاهر
- محل شهادت: پادگان شهید مصطفی خمینی(ره)
- تاریخ شهادت: 1304/04/04
زندگینامه
زندگینامه شهید امیر معصومی شهید امیر معصومی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۶۶ در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در کنار تنها برادرش، سعید، در قم سپری کرد و در سن ۱۳ سالگی بنا به دلایلی به شهر کاشان هجرت نمود و بخش مهمی از زندگیاش را در آنجا گذراند. از همان نوجوانی روحیهای پرنشاط و فعال داشت و به فعالیتهای بسیجی و کارهای نظامی علاقهمند بود. در سال ۱۳۸۲ وارد بسیج شد و همراه برادرش با تمام توان در پایگاه بسیج و گشتهای محلهای حضور یافت و به دلیل علاقه فراوان، تمام وقت خود را صرف پایگاه بسیج میکرد. او در کنار فعالیتهای نظامی به ورزش نیز علاقه داشت و در رشته تکواندو تا دان ۲ پیش رفت. با وجود همه این مشغلهها، نماز اول وقت همیشه اولویت زندگیاش بود؛ نمازی که هیچ کاری را بر آن مقدم نمیداشت. در سال ۱۳۸۴، به دلیل عشق و علاقهای که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت، وارد این نهاد مقدس شد و همزمان در رشته مکانیک مشغول تحصیل شد. در سال ۱۳۸۸ با دختر خانمی مؤمنه از خانوادهای اصیل ازدواج کرد و پس از دو سال زندگی در کاشان، دوباره به شهر قم بازگشت. زندگی در جوار بارگاه کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه(سلاماللهعلیها) برایش موهبتی بزرگ بود. هرگاه از این شهر فاصله میگرفت، نفسش بند میآمد و لحظهشماری میکرد تا دوباره به قم برگردد. شهید امیر معصومی علاوه بر حضور فعال در بسیج و سپاه، انس عمیقی با قرآن داشت. او با علاقه فراوان به فراگیری قرآن پرداخت، قاری قرآن شد و حتی گواهی مربیگری قرآن را دریافت کرد. با اخلاص کامل، قرآن را رایگان به مردم، بهویژه نوجوانان و جوانان، آموزش میداد و در جلسات قرائت قرآن حضوری فعال و مؤثر داشت. او به حق یک شهید قرآنی و الگوی جوانها در انس با قرآن بود. از ویژگیهای برجسته اخلاقی او روحیه مهربانی، مهماننوازی و کمک به دیگران بود. یکی از دوستان خانواده چنین خاطرهای نقل میکند: «دو ماهی بود که با همسرم عقد کرده بودیم که آقای معصومی ما را به منزلشان دعوت کردند. شهریور ۱۳۹۲ بود که از کاشان به قم آمدیم. او منتظر ما در مسجد مقدس جمکران بود و بعد با هم به منزلشان رفتیم. با کمک همسر بزرگوارش از ما به بهترین شکل پذیرایی کردند و احترام فراوان گذاشتند. همان شب هم ما را به حرم ۱۴ شهید گمنام کوه خضر نبی(ع) بردند. این نخستین بار بود که به آن مکان مقدس میرفتم و کنار مزار شهدا حس عجیبی داشتم. واقعاً شهید معصومی مهماننواز بودند.» این مهربانی و اخلاق حسنه در تمام زندگی شهید موج میزد؛ او در کنار همه مسئولیتهایش همواره به خانواده و دوستان توجه داشت، به بزرگترها احترام میگذاشت، به جوانها انگیزه و امید میبخشید و در مسیر فراگیری علم و دین، پیشرو و الگو بود. در نهایت، سرهنگ پاسدار شهید امیر معصومی که زندگیاش آمیزهای از ایمان، اخلاص، خدمت، قرآن و اخلاق نیکو بود، پس از سالها تلاش و جهاد در راه خدا، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید و جان خود را در این مسیر فدا کرد. برادر شهید، آقای سعید معصومی، با قلبی داغدار چنین میگوید: «سه بار سوختم و جان دادم؛ روزی که آخرین بار امیر را در بیمارستان دیدم؛ روزی که آمبولانس پیکر مطهرش را آورد؛ و روزی که در خاکسپاری بند کفن را باز کردند و صورتش را دیدم. از خدا خواستم همان لحظه جانم را بگیرد. هنوز ۱۰۸ روز است که سوختهام و ساختهام و جان دادهام. کاش یک بار دیگر صدایش را میشنیدم یا چهرهاش را میدیدم…» شهید امیر معصومی، فرزند قم و کاشان، فرزند قرآن و ولایت، اکنون در آسمانهاست؛ اما یاد و خاطرهاش، ویژگیهای اخلاقیاش، انسش با قرآن و مهماننوازی و مهربانیاش، همچنان در دل خانواده، دوستان و مردم زنده و جاوید است. 🌹 روحش شاد و یادش گرامی