
شهيد فضل اله مجرد
- تاریخ تولد: 1316/11/06
- فرزند: محمد حسين
- تاریخ شهادت: 1365/10/22
وصیتنامه
1661926 فضل الله مجرد بسمه تعالى اما بعد بعد از سلام به شما مسئولين محترم جمهورى اسلامى ايران و به اميد آنكه انشاءا... تا آخرين نفس از اين ملت زجر كشيده فراموش نفرمائيد، اميدوارم خود نيز عاقبت به خير باشيد كه اينگونه از جان و مال و وقت گرانبهاى خود در راه به ثمر رسيدن اهداف جمهورى اسلامى ايران پافشارى ميكنيد آرى بايستى هم مقاومت كنيد زيرا اگر شما مسئولين عزيز درد اين ملت را ندانيد پس چه كسى ميداند و ميتواند اين گونه ايثار گرانه كوچكترين و بزرگترين چيز خود بگذرد و از در پشت تريبون مجلس گرفته تا شوراهاى محترم محلى اول خود را فدا كند و بعد به ديگران بگويد بيائيد ايثار كنيم، انشاءا... كه نمىگذاريد دوباره آن روزهاى تلخ گذشته برگردد و ؟؟؟ سرخ حسين (ع) را به جوانان وطن پرست و ايمان دوست نشان خواهيد داد و از ايشان تا آخرين نفس دفاع خواهيد كرد. انشاءا... شما جوانان عزيز كه با مركب خون و با قلم ايمان با خط درشت نوشتهايد. يا شهادت يا زيارت انشاءا... كه تا آخرين قطره خون از اين پيمان، از اين هدف مقدس صددرصد اسلامى دفاع خواهيد كرد و نخواهيد گذاشت كه استعمارگران و دزدان ناموس و وطن و اسلام به اين ملت و مملكت هجوم آورند انشاءا... كه مورد تائيد خداوند منان قرار گيريد و مرگ و زندگى خود را با شهادت به پايان رسانيد و اما شما اى همسر عزيز كه از اولين روزهاى ؟؟؟ خانوادهام، در كنار من با ايثار تمام و با صبر و بردبارى تمام به زندگى من و خودت روشنى بخشيدى و من خوب ميدانم كه كسى كه خواسته باشد روشنى يك خانواده را تأمين كند اول بايد خود را فداى آن خانه و اهلش قرار دهد انشاءا... كه اجر اين كار بزرگ خود را از بزرگ بانوى اسلام زينب كبرى بگيريد. من با شما حرفهاى زيادى دارم ولى جايش اين دنيا اين دنياى فانى نيست انشاءا... كه خداوند اين جهاد من و شما را مورد قبول خود قرار خواهد داد و ما در آن دنيا در كنار يك ديگر در مكانى مقدس حرفهاى ناتمام نشدنى خود را خواهيم گفت. به اميد پيروزى حق بر باطل در آخر به همه ملت ايران عرض ميكنم كه دست از امام خود برندارند. فضل ا... مجرد امضاء 29/9/1365(اينجانب) فضل ا... مجرد (فرزند) محمدحسين (شماره شناسنامه) 9 (صادره از) بزجانى (تاريخ تولد) 1316 «در ضمن حاج عباس آقاى حسينى ناظر اصلى ميباشد» (وصى صالح خود قرار ميدهم) نصرا... مجرد (راو ناظر بر آن) اميرقلى صفدرى ؟؟؟ 2 - از حاج رحيم آقا هزار صد چهل تومان از حاج موسى قدرتى هزار دويست و سى تومان از حاج عباس آقاى حسينى 98 نودهشت تومان قرض دارم و طلب كارى من از احمد آقا هزار هشت صد تومان از حاج حسين آقاهشت صدتومان. روستاى موسى آباد پسر نادر ؟؟؟ هفتاد تومان. 1 - از عزيز كور كه متأسفانه طلب ايشان را نمىدانم هزار تومان از محمداكبرى پانصدتومان از اميرقلى و دو هزار تومان از حسن صفدرى دههزار تومان نماز و روزه و ديگر قرضهايم در وصيت نامهاى كه نزد حاج عباس آقاى حسينى كه در همين وصيت نامه هم ناظر ميباشد نوشتهام و در ضمن بابت سند خانهاى كه امروز 31/9/65 بايستى در دادگاه باشيم . حرف من همان است كه در پرونده دادرسى نوشتهام و همان طور كه قبلا گفتهام من هيچ گونه مدرك و يا رسيدى ندارم كه بعد از او نشان بدهم. در ضمن همان طور كه قبلا گفتهام تا بيست پنج هزار تومان را طرفين بدهند نه من و نه هيچ كس ديگر به ايشان سند نخواهد داد: چرا كه حق فرزندان من است.