
شهید احمد الله یاری
- تاریخ تولد: 13380407
- فرزند: شعبان علي
- محل شهادت: سردشت
- تاریخ شهادت: 1366/04/07
زندگینامه
سردار شهید احمد اللهیاری در تاریخ ۷ تیر متولد می شوند در ۷ تیر اسمش برای حج درمیاد که عازم جبهه می شود در۷ تیر ازدواج می کند در۷ تیر تنها دخترش به دنیا می آید ۷ تیر به عضویت سپاه در میاد و در ۷ تیر به شهادت می رسد. شهید احمد اللهیاری سردار غریبی که بهشتی شد؛ هفتم تیر آمد و 28 سال بعد در همان تاریخ عروج کرد. اگر از تاکستان به سمت قزوین حرکت نمایی با تابلویی برخورد خواهی کرد که مزین به عکس ۲۰ شهید سرافراز است. در این تابلو چنین نوشته شده است: «به شهر شهید پرور خورهشت خوش آمدید. خورهشت قدمگاه اولین شهید منطقه قاقازان شهید اکبر آخوندی است که روز ۲۲ بهمن ۵۷ در تهران به شهادت رسید. این روستا با تقدیم ۲۰ شهید و تعداد زیادی رزمنده و جانباز در منطقه و استان به ایثارگری معروف است.از شهدای شاخص این روستای عابد پرور و متعهد به اسلام و انقلاب می توان به شهیدان سردار احمد الهیاری اشاره کرد. سردار احمد الهیاری سرداری است که با وجود اینکه ۲۸ سال داشت اما ره صد ساله را در این سال های عمر طی کرد. این شهید والامقام هفتم تیر ۱۳۳۸، در روستای خورهشت از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد. پدرش شعبانعلی (فوت۱۳۵۰) و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و مزین به لباس سبز پاسداری از حریم اسلام وانقلاب گشت. سال ۱۳۶۵ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. هفتم تیر ۱۳۶۶، با سمت مسئول محور قمر بنی هاشم لشکر 8 نجف اشرف در سردشت آذربایجان غربی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع در خورهشت است. سردار شهید «احمد اللهیاری» در عملیاتهای متعددی فرمانده گردان بود و یکی از کسانی است که همواره مورد توجه سردار شهید احمد کاظمی بود.
وصیتنامه
:1071032 الهیارى احمد قسمتى از وصیتنامه شهید احمد الهیارى: سپاس خدایى را که بر ما منت گذاشت و این مرد بزرگ را رهبر ملت گردانید تا ما را از گمراهى و ضلالت نجات دهد. بزرگترین افتخار ما این است که حضرت مهدى (عج) فرمانده ما مىباشند. امروز ملت ایران قلب تپندهاى مانند ولایت فقیه دارد. ما مىخواهیم به رهبرى امام خمینى (ره) پرچم پرافتخار اسلام را در سراسر جهان به اهتزاز درآوریم. آرى من مىروم تا دین خود را نسبت به انقلاب و خون شهیدان پاکباخته ادا کنم. من لبیکگویان در میدان نبرد با کفر، سینه دشمنان اسلام را خواهم شکافت و اگر شهادت نصیب من شود، در حقیقت آن لحظه برایم شیرینتر از عسل خواهد بود. اگر شهید شدم افتخار کنید که برادرتان در راه خدا و دین اسلام جان خود را هدیه مىکند و به جمع شهداى اسلام مىپیوندد. شهادت افتخار است. شهید، احمد اللهیارى: خداوندا! رضاى تو، رضاى من است؛ پس اى پروردگار متعال! مخواه که دشمنان اسلام بر ما پیروز شوند. خداوندا! آنها براى نابودى دین تو و حق و عدالت، کمر همت بسته اند؛ پس ما را یارى کن تا آنها را شکست داده، از صحنه ی روزگار خارج کنیم؛ چرا که آنها مى خواهند، اسلام را نابود کنند، ولى کور خوانده اند! چون تا وقتى ما ملت مسلمان ایران، رهبرى پیامبرگونه، چون امام خمینى داریم، هیچ قدرتى نمى تواند در برابر انقلاب ما قد علم کند. ما همیشه آماده ایم، که دست آنها را نه تنها از سر ایران، بلکه از سر همه ی مظلومان جهان، کوتاه کنیم. ما مى خواهیم، به رهبرى امام خمینى، پرچم پر افتخار اسلام را، در سراسر جهان به اهتزاز در آوریم. اکنون من به یارى خدا، قصد دارم تا جایى که در خود توان جنگیدن دارم، یعنى تا لحظه اى که نفس مى کشم، با فریاد رساى اللّه اکبر، همچون تیر آتشین، بر قلب مزدوران کافر فرود آیم؛ چرا که امروز ملت مسلمان و رزمندگان ما با پیروى از مکتب سرخ تشیّع، ادامه دهنده ی راه سرور شهیدان، امام حسین(ع)در کربلاهاى ایران هستند و از غرب گرفته تا دشت خوزستان، با عزمى راسخ و توکّل به خدا، به نداى «هل من ناصر ینصرنى؟»، حسین زمان، جواب می دهند. این بنده ی حقیر نیز امیدوارم، قطره اى باشم از دریاى خروشان انقلاب؛ انقلابى که خارى است در چشم دشمنان اسلام و کفر جهانى. آرى! من مى روم، تا شاید دین خود را نسبت به انقلاب و خون شهیدان پاک باخته، ادا کنم. من، لبیک گویان، در میدان نبرد با کفار، سینه ی دشمنان اسلام را خواهم شکافت و اگر شهادت نصیب من شود، در حقیقت آن لحظه، برایم شیرین تر از عسل خواهد بود. اگر من، در راه خدا به شهادت برسم، افتخار مى کنم؛ شما هم باید افتخار کنید. آرى! شما باید افتخار کنید که برادرتان در راه خدا و دین خدا، جان خود را هدیه مى کند و به جمع شهداى اسلام مى پیوندد. احمد اللهیاری