
شهید احمد کرمی
- تاریخ تولد: 02 شهریور 1345
- فرزند: ثبت نشده
- تاریخ شهادت: 21 مهر 1365
زندگینامه
شهید احمد کرمی در سال 1345 در بخش سریشآباد از توابع شهرستان قروه زاده شد. تا سال دوم دبیرستان درس خواند و با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها ساخت و به جبهههای نور علیه ظلمت شتافت. در اردیبهشت ماه سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه درآمد. پس از انجام وظیفه در سمتهای فرماندهی واحدهای مخابرات و اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران شهرستان قروه به خاطر دلسوزی و ارادتی که نسبت به همنوعان خود در کشور لبنان داشت به صورت داوطلبانه راهی آن کشور شد. در پی آن بنا به درخواست فرماندهان تیپ 39 بیتالمقدس، فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات آن تیپ را پذیرفت و مدتی بعد به لشکر 27 محمدرسولالله(ص) انتقال یافت. در تاریخ 21/ 7/ 65 در هنگام بازگشت از عملیات شناسایی شبانه بر اثر برخورد با میدان مین دشمن بعث مجروح و پس از هدایت نیروهای تحت امر به سوی مقر رزمندگان اسلام در محل ارتفاعات مهران به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید کرمی مدت 11 سال در آن محل باقی ماند که سرانجام توسط غیورمردان گروه تفحص کشف و در تاریخ 17/ 7/ 76 در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. از شهید کرمی 2 فرزند دختر به یادگار مانده است.
وصیتنامه
احمد کرمی « وَ بسِمِ رَبّ الشُّهَداءَ وَ الصِّدیقین » « بسِمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم » 1 « وصیت نامه » اَلَّذینَ آمَنوُا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبیلِ الله باَِموالهِم وَ اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَهً عِندَالله وَ اوُلئِکَ هُمُ الفَائِزوُن: 2 آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آن ها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندانند در دو عالم[ اند]. با درود و سلام بی پایان به رهبر عزیزم خمینی بت شکن و بنیانگذار جمهوری اسلامی و با درود و سلام بیکران بر همة شهدا از صدر اسلام تاکنون، و با سلام به پدر و مادر عزیزم و با سلام به ملّت شهیدپرور ایران وصیت نامه ام را شروع می نمایم. پدر و مادر و همسر و برادران عزیزم، امیدوارم که در وهلة 3 اوّل مرا ببخشید [ به] خاطر 4 اینکه در مقابل زحمات و رنج هایی که در مورد حقیر نموده ولی بنده در مقابل نتوانستم ذرّه ای از این فداکاری شما انجام وظیفه نمایم. و شما ای مادر مهربانم و همسر گرامیم در موقع شهادت بنده مبادا ناراحت شوید که شهادت تنها آرزوی دیر[ ی] نة بنده بوده است. اگر گریه کردید [ به] خاطر 5 سیدالشهدا و یارانش گریه کنید نه برای بنده. پدر و مادر عزیزم شما خودتان بهتر می دانید که بنده هدیه ای بوده ام که خداوند به شما داده و الان هم خواسته که هدیه را از شما بگیرد و شما باید خوشحال باشید از اینکه اولین پسر شما در این راه خدا به لقاءالله پیوسته امیدوارم که مورد قبول خداوند منان قرار بگیرد. . انِّالِِّله وَ انِّا الَِیْهِ راجِعُونْ 6 : ما از طرف خداییم 7 و همه باید [ به] سوی 8 او بازگشت نماییم 9 و مادر عزیزم و همسرم تنها دخترم مرضیه را امیدوارم که طوری تربیت نمایید 1 که در جامعه زینب گونه بتواند زندگی نماید و به مرضیه هیچ موقع یتیم نگویید 2 که صاحب اصلی او خداوند می باشد از شما می خواهم که کلیه قوانین قرآن و اسلام عزیز را به او بیاموزید. پدر عزیزم بنده خیلی علاقه داشتم که رهبر عزیزم را ببینم ولی او را ندیدم و از شماها می خواهم که سلام مرا به رهبرم برسانید و بگویید 3 تا آخرین قطرة خونم سنگر اسلام عزیز را ترک نخواهم کرد با خدای خود پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با سیدالشهداء( ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نگذارم تا هنگامی که همة احکام اسلام را در زیر پرچم اسلامی امام زمان( عج) با خونمان به اجرا درآوریم. و شما ای برادرانم امید این را دارم که هر کاری که می خواهید انجام دهید مورد رضای خداوند باشد هر کاری که کردید با یاد خدا و بنام خدا و برای خدا. همیشه پیام های شهدا را مطالعه کنید و ببینید که از ملت ایران چه درخواستی را کرده او را انجام دهید. راه حسین را ادامه دهید و حسین گونه زندگی نمایید 4 . به بیانات امام گوش داده و هر چه که می گوید عمل کنید که راه خمینی همان راه حسین است. پیام مرا به ملّت شهیدپرور برسانید که هیچ موقع پشت او را خالی نگذارند و هر ندایی که می دهد همه و همه لبیک گوی امام عزیز باشند؛ و همچنین روحانیت در خط امام. مهدی و هادی جان مدرسه را سنگر خود قرار دهید ودرسهایتان را خوب بخوانید که مملکت در آینده به شما احتیاج دارد. پدرجان از قول بنده به تمامی اقوام و دوستان و همسایگان بگو که اگر یک موقعی از بنده ناراحتی دیده اند ان شاءالله 5 که مرا ببخشند. و از همگان التماس دعا دارم. مادرم به برادرانم همیشه بگو که دست ازدعا و قرآن خواندن برندارند و همیشه دعا گوی امام عزیز و برای ظهور امام زمان باشند و همچنین ملّت حزب الله. پدرم بنده هیچ قرضی ندارم تنها این را می خواهم بنویسم که از حقوق بنده مبلغ 1500 تومان به حساب امور مالی سپاه بدهید و اگر هم کسی درخواست قرض کرد قرضش را 6 پرداخت نمایید 1 شاید یک موقعی خاطرم نباشد. در مورد خرج مجلس بنده هر اندازه که خودت می دانی خرج کن. خدایا های، هوی بهشت را می بینیم چه غوغایی، حسین به پیشواز یارانش آمده چه صحنه ای. فرشتگان ندا می دهند که همرزمان ابراهیم، همراهان موسی، همدستان عیسی همکیشان محمّد، هم سنگران علی، هم فکران حسین همگامان خمینی از سنگر کربلا آمده اند، چه شکوهی. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار سرباز کوچک اسلام احمد کرمی 63/