img not found

شهيد غلامرضا خاكسار

  • تاریخ تولد: 1343/01/26
  • فرزند: محمدعلي
  • تاریخ شهادت: 1366/11/20





وصیتنامه


1257510 - خاكسار - غلامرضا بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه شهيد غالم رضا خاكسار فليقاتل فى سبيل الله الذين يشرون الحيوه الدنيا بالاخره و من تاقتل فى سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما . مومنان بايد در راه خدا با آنان كه حيات مادى دنيا را به آخرت برگزيدند جهاد كنند و هر كس در جهاد به راه خدا كشته شد يا فاتح گرديد زود باشد كه او را در بهشت ابدى اجرى عظيم دهيم « سوره نساء آيه 73 » به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران امام امت و امت شهيدپرور با عرض سلام به خانواده عزيز با اين كه بنده نمى توانم بگويم كه اين را به عنوان وصيت نامه مى نويسم اين بنده حقير و محتاج و ضعيف درگاه حق تعالى به پدرو مادر و نزديكان و آشنايان در نظر داشتم چيزى به عنوان وصيت ننويسم چرا كه خودم را جزء صالحان « امام زمان » و پذيرفته شدگان درگاه حضرت حق تعالى نمى ديدم و مگرنه اين كه شهدا از نيكان هستند و شرط به فيض شهادت نايل آمدن اخلاص عمل نيك است كه من نه عمل نيك دارم و نه اخلاص اما وقتى نگاهى به رحمت واسعه الهى انداختم دلگرم شدم كه خدايا گناه من بيش اما رحمت تو از گناهان من بيشتر و روى اين انگيزه خودم را براى شهادت آماده كرده ام و مقصود و هدفم از رفتن به جبهه يارى كردن احكام اسلام است و من براى دفاع از ناموس و شرفم است و تو اى كه اين را گوش مى كنى تو هم ناموس و شرف من هستى و بايد از شما كه ناموس من هستيد دفاع كنم وسيله ام شهادت كه خلعت الله اكبر پوشيده است و در اين راه گام زده ام و اگر خونم ريخته شد آن را ؟؟؟ راه مريدان امام هديه كرده ام . پدر و مادر : اى شماهايى كه قدرتان را ندانستم و در لحظه آخر احساس مى كنم كه نياز شديد به رضايت شما نسبت به خود دارم پس از شما حلاليت مى طلبم و اگر حلاليت شما نصيبم شود بر اين حلاليت مباهات مى كنم و اما پدر و مادر عزيز چيزى از خود در اين دنياى فانى نگذاشته ام و اگر جزئياتى هم است از شما مى خواهم در مسير اسلام خرج كنيد و اما من گنهكار محتاج به دعا هستم و از شما عاجزانه مى خواهم كه براى من دعا كنيد به درستيكه ما از اوييم و بازگشت همه به سوى اوست و اينك شماها را به خاطر خداو رسول خدا ترك كردم و عازم به جبهه حق عليه باطل مى باشم بدانيد كه قلبم با شماست و همواره با شما خواهد بود غم و اندوه به خود راه ندهيد زيرا آن كس كه به من جان و حيات داده اينك جانم را خريده و من هم با كمال ميل جانم را هديه مى كنم و باز مى گردم به سوى او انا لله و انا اليه راجعون خانواده عزيزم : بدانيد كه من بى هدف راه امامان و شهيدان را دنبال نكردم و كسى هم مرا مجبور به رفتن در اين راه نگرده و شما هم ما را از دست نداده ايد بلكه مرا هديه كرده ايد به تبليغ اسلام بپردازيد مادرم مى دانم كه آخرين كلامهاى من براى تو درد آور است و سخت است و گريه را سر مى دهى و بايد گريه كنى زيرا همين اشكهاى مادر شهيدان است كه سيلى از آن روان مى شود و كاخ ستمگران و جباران را از ريشه مى كند و در گورستان تاريخ دفن مى كند و در آخر از خانواده محترم و گراميم مى خواهم كه راه امام را دنبال كنند كه راه خداست شهادت مقطعى از حركت تكاملى است كه انسان به وجود مطلق مى پيوندد و از طغيان و ؟؟؟ درآمده تا بتواند به ملاقات حق برود مطمئنا بايد يكى را انتخاب كنيد يا طاغوت يا ذلت يا حسين يا يزيد يا شهادت يا كفر را مكتب اسلام مكتبى است كه انسان را مى سازدو كارخانه انسان سازى دارد و به او راه مى دهد و ايمان مى بخشد تا هيچ گاه سر تسليم در برابر ظلم و ستم فرود نياورد اكنون با قلبى مالامال از عشق به الله به سوى جبهه براى دفاع از اسلام مى روم تا به نداى « هل من ناصر ينصرنى » امام امت خمينى بت شكن لبيك گويم و بگويم كه اى امام اين جان ناقابل چيزى نيست كه در راه خدا تكه تكه شود اى كاش هزار جان داشتم و در راه خدا هديه مى كردم من راهم را آگاهانه و خالصانه انتخاب كردم كه اگر شهيد شدم با صداى رسا به گوش منافقان و كفار ها برسانيد كه ما با آگاهى و شناخت كافى بدون هيچ چيز چشمداشتى در اين راه قدم نهادم و دوست دارم شهيد شوم نمى خواهم كه مرگ سراغم بيايد مى خواهم كه خودم سراغ مرگ بروم چه مرگى بهتر از اين كه انسان در راه خدا كشته شود پدر و مادرعزيز و مهربانم : اگر چه فرزند خوبى براى شما نبودم از شما مى خواهم مرا ببخشيد اى پدر و مادر عزيز دوست ندارم وقتى كه من شهيدمى شوم گريه كنيد چون گريه‌اى كه شما مى كنيد منافقين خدا نشناس‌ها خوشحال مى‌شوند دوست دارم كه فكر كنيد كه شب عروسى من است و روى دامادى مرا مى بينيد و خوشحال هستيد و اميدوارم كه به اين نكته توجه كرده باشيد و اين نكته يك كلمه را هم به عمه ام و مادر بزرگم حتما بگوييد كه به خدا قسم اين دنيا هيچ فايده اى ندارد و اين دنيا گذراست و نبايد در اين دنيا كوله بار خود را سنگين كنيم و آخر هم به زير خاك برويم پس يك كم به خود بياييد كه به خدا قسم اينها همش خواست خدا بوده است و تو را به خدا آنقدر به « امام » ناسزا نگوييد به خدا قسم آن دنيا بايد جواب بدهيد جواب اين شهدا را بدهيد جواب اين مجروحين و معلولين را بدهيد جواب اين خانواده شهدا را بدهيد فكر كنيد و بگوييد كه غلام جان شهادتت مبارك ، عروسيت مبارك ، اميدوارم كه انشاء الله امشب درمنزل خود راحت باشيد ، پيش دوستانت ، پيش شهدايى كه با هم در جبهه بوديد و آنها هم به لقاء الله پيوستند پيش سالار شهيدان حسين بن على باشى و تو اى برادر بزرگم كه هيچ وقت حرف تو را گوش نمى كردم اميدوارم كه مرا ببخشى و تو اى برادر عزيزم جوانانى مثل شما رشيد و دلير بايد پاسدار حرمت خون اين شهدا باشيد و همواره كارتان هم فقط براى رضاى خدا باشد چون چيزى در اين دنيا فانى باقى نمى ماند از تمام فاميلهاى دور و نزديك بخواهيد كه اگر از من بدى ديده اند مرا ببخشند و سلام مرا به تك تك آنها برسانيد و براى روح شهداى اسلام از حسينى تا خمينى فاتحه بى عشق خمينى نتوان عاشق مهدى شد و دوست دارم تا موقعى كه جنگ است امام و رزمندگان را دعا كنيد . انشاء الله غلامرضا خاكسار در غرب كشور مريوان 9/5/62 2%% 1257510 - خاكسار - غلامرضا به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام وبه تمامى رزمندگان اسلام و سلام به امام امت و امت شهيد پرورجمهورى اسلامى ايران سلام به تمامى شهداى راه حق و با سلام و دعا به تمامى مجروحين و معلولين جنگ تحميلى اميدوارم كه خدا تمام آنها را شفا دهد و هر چه زودتر صدام و صداميان را نابود واسلام را پيروز گرداند به يارى خدا اينجانب بنده گنهكارى هستم كه تا به حال هنوز خود را پاك نكردم و خيلى دوست دارم كه در اين جبهه ها پاك و ترك گناه كنم خانواده محترم پدرو مادر عزيزم اميدوارم كه حال شما خوب باشد و اينجانب بنده گنهكار را حلال نماييد و شما برادر بزرگ و عزيزم اميدوارم كه حال شما خوب باشد حسين جان ما كه تا اين سن كه رسيده ايم تا به حال هيچ خوبى به شما نكرده ايم و اميدوارم كه به خوبى خود شما اينجانب بنده حقير و گناهكار را حلال نماييد و به يارى الله مرا ببخشيد و شما خواهرم و خواهر عزيزم فاطمه جان همين طور كه خود شما هم مى دانيد كه ما تا به حال به خود شما و خانواده شما هيچ موقع خوبى نكرده ايم فاطمه جان تو را به جان فاطمه زهرا قسمت مى دهم كه مرا ببخشيد و مرا حلال كنيد البته اگر سعادت اين را داشته باشم و شهيدشدم شما بايد به ؟؟؟ مرا حلال نماييد و اينجانب احتياج به دعاى شما دارم خواهرم اميدوارم كه فراموش نكنيد و از شما تشكر مى كنم و خواهرم اگر سعادت نصيب ما شد شما گريه نكنيد و اگر گريه كنيد دشمن را شاد و ؟؟؟ بيشتر سرافرازشان مى كنيد و اميدوارم كه در مقابل ، خيلى قوى و استوار باشيد والسلام عليكم و شما خواهرم خواهر عزيزم زهرا جان اميدوارم كه حال شما خوب باشد زهرا جان تو را به حان امام حسين قسمت مى دهم كه اينجانب كه بنده اى گنهكار و آلوده هستم اميدوارم كه مرا ببخشيد زهرا جان من دقيقا مى دانم كه شما از دست من بسيار ناراحت هستيد زهرا جان تو را به شهيدان راه حق تو را به سالار شهيدان حسين بن على قسمت مى دهم كه اينجانب بنده گناهكار هستم حلال نماييد زهرا جان من كه به شما گفته بودم كه قبل از اين كه اعزام بشوم يك ماه جلوتر به دلم برات شده بود كه اين بار كه به منطقى و يا اين كه به جبهه بروم اول اين كه اسير خواهم شد و اگر به اسارت دشمنان اسلام در نيامدم حتما يا يك پايم قطع مى گردد يا اين كه يك دستم قطع مى گردد انشاء الله به اميد و يارى الله كه نگهدار تمامى رزمندگان اسلام در تمامى جبهه هاى حق عليه باطل مى گردد هر چه خدا بخواهد همان مى گرددو خواهرم من ديگر نمى توانستم كه اين بار فراموش كنم و نروم ولى متاسفم من با خوشحالى خودم كه در منطقه جنگى باشم عده اى از شما راناراحت كردم ولى اميدوارم كه همه شمابه خوبى خودتان مرا ببخشيد و مرا حلال نماييد و اينجانب را دعا كنيد براى اين كه اينجانب احتياج به دعا دارم و محتاج آن هستم كه دعايم كنيد متشكرم والسلام وشما خواهر عزيزم خواهر كوچكم خواهر مهربانم خواهر فداكارم اميدوارم كه بعد از من به حرف تمامى خانواده‌ات گوش كنى حتى پدر و مادر و خواهرانت و آن تك برادرى كه دارى اميدوارم كه حرف مرا درك كنى وفراموش نكنى و مى دانم كه خديجه خانم شايد از دست اينجانب هم ناراحت و يا اين كه بسيار هم ناراحت باشيد خديجه خانم خواهر كوچكم تو را به آن فرزندان كوچك شهدا قسمت مى دهم كه ما را ببخشيد خديجه جان خديجه خانم خواهر عزيزم من از شما معذرت مى خواهم كه مرا ببخشيد واينجانب كه بنده گناهكار هستم حلال نماييد و هر چه زودتر به فكر خود و تمامى خانواده خود باشيد و باز هم مى گويم كه مرا حلال نماييد والسلام و شما پدر عزيزم پدر بزرگوارم پدر مهربانم سرافراز زندگيمان ، خوشبختى خانواده مان تو هستى اما اميدوارم كه بيشتر به فكر خانواده و خود و زن و بچه‌خود باشيد و حلاليت از تمامى آنها بگيريد پدرم من كه اين بار آمده ام از شما خداحافظى كنم خيلى سنگين و بى خيال بودى و بيشتر پدرم دل مرا شكستى و من بدتر ناراحت شدم ولى پدرم تو را به جان مولاى متقيان على ابن ابيطالب قسمت مى دهم كه بيشتر به فكر تمامى خانواده خود باشيد و پدرم اميدوارم كه اينجانب بنده گنهكار هستم و احتياج مبرم به مناجات و روى به خدا آوردن دارم و من حتما بايد خود را به يك جاى پاك مى كردم و آن جا هم فقط منطقه جنگى هست كه جوانان را مى تواند پاك و يارى و به سوى الله بكشاند و ما جوانان گناهكار هم فقط و فقط مى توانيم خود را آنجا پاك كنيم و اميدوارم كه شما هم به خوبى خودتان اينجانب راحلال نماييد و ببخشيد و پدرم اينجانب محتاج دعاى شما هستم فراموش نكنيد والسلام و شما مادر گرامى مادر مهربانم اى مادر نستوه من اى مادر غمگين من اى مادر شيرين بيان اى مادر شيرين زبان اى مادر روى زمين اى مادر ؟؟؟؟ احتياج دارم به شما تا زنده ام ياد شما هم وقتى كه مردم بازهم ياد شما هستم مادرم مى دانم بسيار مى دانم ولى به خدا قسم مادرم هيچ وقت نمى توانم فراموشت كنم و هرگز هم فراموش نخواهم كرد مادرم چون جا كم است بيشتر از همه دوستت مى دارم و از همه بيشتر تو را مى خواهم به خدا قسم مادرم الان كه من اين را براى شما مى نويسم در چشمانم پر از اشك مى باشد و دلم گرفته و دوست داشتم الان در پيشت بودم و تو را در بغل مى گرفتم ولى مادرم تو را ؟؟؟ زينب على قسمت مى دهم كه مرا حلال نماييد مادرم تو را به جان زهرا كه مادر زينب مى باشد مراببخش و شيرت را حلال كن و از تمامى شما خانواده محترم تقاضا مى كنم كه مرا ببخشيد مادرم الان كه اين را براى شما مى نويسم روز جمعه 16/12/64 مى باشد و ساعت 30/3دقيقه مى باشد و گفتند كه ديگر از چادرهايتان دور نشويد و بعد از ظهر يا شب به خط مقدم خواهيم رفت و اين را هم مى گويم كه دوست دارم كه ديگر برنگردم چون اينجانب خيلى خيلى گناهكارم واميدوارم كه همه شما مرا ببخشيد و حلال نماييد و تمامى قرضهاى مرا پرداخت كنيد و كاغذ آن در جيب شلوار مشكى توى كيفم هست و با ساكم مى آيد فرزند و برادر همه شما بنده گناهكار غلامرضا خاكسار و خدا همه ما را هدايت نمايد والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته امضا : غلامرضا خاكسار 16 /12/64

شهيد غلامرضا خاكسار

شهيد غلامرضا خاكسار

شهيد غلامرضا خاكسار

شهيد غلامرضا خاكسار

شهيد غلامرضا خاكسار

شهيد غلامرضا خاكسار