img

شهيد جعفر محمدي

  • تاریخ تولد: 1343/10/01
  • فرزند: بهرام
  • تاریخ شهادت: 1365/10/04





وصیتنامه


بسم الله الرحمن الرحيم تاريخ: 25/9/65 % بنام آن كسى كه هستى وجودم دردست اوست. خداوندا مرا توفيق ده تا بتوانم اين چند كلمه شرعى خودرا بپايان برسانم. اين بنده گنهكار بدرگاه مقدست تمناى عفو ومنفرت دارم. خداوندا من درحياتم نتوانستم خدمتى كه شايسته اسلام است انجـام دهم. عنـايت فرما شايد بتـوانم خدمت ناچيـزى را به اسلام ومسلمين‌كنم. به تو اى پدرم ومادرم براى من گريه نكنيد واگرخواستيد گريه كنيد برمصعبيت امام حسين واولاد او گريه كنيد. چون با گريه وزارى شما دشمنان دين خدا شاد مى شوند. وبه تو اى همسرم دربرابردشمنان همچون زينب كبرا صبورو استوار و پايدار باش. از دختـرانم خوب نگهدارى كن و تـربيت اسلام به آنها بده خصوصا حفـظ حـجاب اسلامى. پدرم ومادرم من كه فرزندى شايسته ومفيـدى براى شما نبودم و شما حـق زيادى برگردنم داريد اميـدوارم از خدا كه با ريختـن خـونم در راه رضاى خدا مرا حلال كنيد. به تو اى پدرم ومادرم‌من كه درمدت عمرم به شما كارى نكردم وشما حق بزرگى برگردنم داريد اميد است با ريختن خونم اهداء نمودن خونم در راه خدا و با ريختن خونم بتوانم جبران زحمات شما را بكنم. 2%% بسمه تعالى تاريخ: 1/10/65 بنام الله يارى دهنـده زحمـت كشـان وآرام بخش قلبها. وصيت نامه ازجعفر محمدى از شما خواهش مى كنم كه اين وصيت را درجمع ودريكى ازمراسمات خوانده شود تا كه بدانند كه هدفم چه بوده و بخاطر چه شهيد شدم. بنام او كه همه چيزم اوست، بنام كه او زندگيـم درجهـت اوست، بنام كه او زنـده به اويم، بنام او كه ازاويم، زنده با اويم، زندگيم بخاطر اوست، شدنم درجهت اوست، بودنم به اوست، رفتنـم به اوست، يـارم اوست، جـانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مردنم با اوست، اميدم اوست. احساسش مى كنم با قلبم با ذره ذره وجودم با تمام سلولهايم احساسش ميكنم اما بيانى نتوانم كرد. اى همه چيزم به ياد باش كه بى هيچ و پـوچ خواهم بود. خدايا وقتى به خاكم مي‌سپارند بيادم باش چرا كه در زنده بودنم هميشه با ياد تو همراه بودم. خدايا، خدايا شهادت نصيبمان گردان و دل پردرد پاسداران اسلام را با فتـح و پيروزى دادن بركافران خوشحال و شاداب گردان. خدايا در هنگام شهادت، در هنگام رفتن و از دنياى زشتيها بريدن درهنگام دل كندن ازاين بودبها يادم باش. خدايا دراين شب تنهائى با تو ميگويم. خدايا، معبـودا به دخترك عزيز چـشم براه مانده با مادران در راه نشستـه با پـدران رخ زخـم چروكيده به يـاران همسنـگر به هر چه كه ميدانى كه هست وبراى بنده هايت عزيز است به قلم كه مينويسد. به شب كه مي‌آيد و به فجر كه از دل سياه شب راه روشنى را طى مي‌كند به خوبى و نيكى‌ها قسمـت مي‌دهم ؟؟؟؟؟؟؟ آمين. شــهــادت سـرآغـاز پـايـندگـى است نـتـرسـم زمـرگـى كه خـود زنـدگـى است من مرگ با عزت را به زندگى ذلت باز ترجيح ميدهم و خدا را شكر مي‌كنم كه سالهاى عمرم را تا فرا رسيدن يوم الله قرارداد. اكنون يوم الله ديگرى است كه پيرو يوم الله حسين (ع) مي‌باشد. همان يوم اللهى كه در هزار سيصدو؟؟؟ سال پيش از اين حسين در ميدان شهادت درآن روز نداى « هل من ناصر ينصرنى » را سر داد. اينك ما ميگوييم حسين جان اگر درآن روز داغ و خونين كسى به فريادت نرسيد و نداى تو را لبيك نگفت ما پيروانت در فضاى گرم و خـونين ايران زميـن دست مردانـگى مشـت كرده و به نداى غريبى وتنهايت لبيك مي‌گوييم. حسين جان لبيك اى قرآن خدا، لبيك اى پيـروان حسين لبيـك، لبيـك اى مهدى قائم‌لبيك و بالاخره اى وارث حسين لبيك. اى پيشتازو اى رهبر لبيك، لبيك لبيك. اللهم لبيك، لبيك براى اسلام غربيت و براى استحكام بخشيدن قرآنت لبيك. مادرجان اگر من شهيد شدم از تو خـواهش مي‌كنم كه برايم گريه نكن ميدانم كه گريه مي‌كنى اما اگر صبر كنى خداوند به تو اجـر عظيـمي‌خواهد داد. مادرجان همانگـونه كه هر مالى كه خـداوند به انسان مي‌دهد بايد خمس آن را داد. من فكر مي‌كنم كه بهترين ثـروت تو ما فرزندان تو هستيم پس اگر شهيد شدم مرا خمس فرزندان حساب كن و اما برادرانم و خواهرم و همسرم و مادربزرگم و پدرم بعد از سلام مخلصانه من از خداوند متعال ميخواهم چه كشته شوم ويا زنده بمانم مرا جزء شهدا قرار دهدزيرا شهدا با پيغمبران و صالحين محشور ميشوند. وديگر اينكه حسين سرور شهيدان با تمام جوانانش در برابرظلم وظالم ايستاد و شهيد شد مگر من شعيه نيستم. اگر خدايا شهادت نصيب من نكنى پس از كجا؟؟؟ شود كه من شعيه حسينم. خدايا شهادت را نصيـب من كن زيرا من مشـتاق ديـدار حسينـم. پدرم و مادرم نگران من نباشيد كه من راهم را انتخاب كردم وخوب راهى است ودربين برادرانى كه همه داوطلبانه براى اجـراى دستـور خدا جـهاد اين راه را انتـخاب كرده اند خوشحـالم. اما مادرم كمي‌دلـم شور مي‌زند وآن اين است كه فكر مي‌كنم شما ناراحتيد، ناراحت نباش كه من ناراحت ميشوم ولى بدانيد كه همين كار باعث خجل شدن من وشما؟؟؟. فاطمه زهرا در روز قيامت خواهد شد. البته ناراحتى برطرف نشودزيرا من كه از ؟؟؟ چه بهتر مرگى كه جهاد در راه خدا باشد. صبر را پيشه خود كنيد كه فرموده قرآن « ان الله مع الصابرين » وبه خدا توكل كنيد كه « ان الله يحب المتوكلين.» واز فضل خدا ؟؟؟ بجوئيد. روزى مادى ومعنوى كه او داراى فضـل عظيـم است. پدرو مادرم شمائى كه مرا تـربيت نموديد بشما بشـارت دهم كه من راهـى را پيـمودم كه انشاء الله راه ائمه اطهار وراه شهداست. از شما خـواهش ميكنم كه درمرگـم بى تابى نكنيد و با روحيـه اى بسيار عـالى و اتكاء به ايمانتان به خدا. الگو ونمونه اى براى پدران ومادرهاى ديگر باشيد. پدرم، مادرم، همسرم در تربيت فرزندانم كوشا باشيد وفرزندانم را لايق به اين انقلاب واسلام بار بياوريد. به خانواده عزيزخود سلام عرض كرده وميكنم واميدوارم كه اين سلام آخررا بپذيريد.اينك كه دربين شما نيستم مي‌دانم كه چه احساسى داريد واميدوارم كه احساس شما از روى صداقت وبراى خدا باشد وذره اى غم و اندوه به خود راه ندهيد زيرا آنكس كه به من جان داد وحيات داد. اينك جانم را خريد ومن با كمال ميل جانم را فروختم. و باز برمي‌گردم بسوى « انالله وانا الله راجعون.» خانواده عزيزم بدانيد كه من بى هدف راه امام را دنبال نكردم. و شما مرا از دست نداده ايد بلكه هديه كرده ايد. مي‌دانم آخرين كلامهاى من براى تو دردآور است و سخت است و گريه را سر مي‌دهى. و تو همسرى بايد گريه كنى و هم مثل يك مادرى بايد گريه كنى كه زيرا همين گريه هاى همسران شهداست كه سيلى از اشك را روان مي‌سازيد و كاخ ستمگران وظالمان را از ريشه مي‌كند و در گورستان تاريخ دفن مي‌كند. همسرم اگر شهيـد شدم بدان كه شهيـد زنده است پس چيزى را از دست نخواهيم داد. شبهـاى جمعه سعى كن دعاى كميـل بخوانى و مرا دعا كن كه خدا از گنـاهانم درگذرد. با صبـرو استـقامت زينب گونه ايت روحم شاد كن. همسرم درشهادتم ناراحت نشو چرا كه عشق من به شهادت نه اين است كه ترا نمي‌خواهم نه تو جاى خويش را در قلبم باز نموده و جا گرفته اى. اما بدان كه عشقى برتر يافته ام جانسوزتر دارم سعى مي‌كنم عاشق واقعى اوشوم چرا كه او خود گفته است هر كس عـاشق من بشود. او را خواهم كشت و هركس من را بكشم خـونيهايش خودم هستم. همسـرم اين عشـق الله است، همسرم از دخترم بتول و راحله خوب مواظب كن و تربيت اسلام به آنها بده و با مسائل اسلامي‌آشنا بساز از رهبـرجدا ؟؟؟ و خود ديگرى نگيرند بجز الله. همسرم تو زحمات زيادى براى من كشيدى ومرا حلال كن، حلال كن ؟؟؟؟ پدرم و مادرم كه براى رشد من زحمـات زيادى متـحمل شده ايد وصيت مي‌كنم مرا حلال نموده وصبرواستقامت همچون مادرعلى اكبروپدرم ومادرديگر شهداى اسلام داشته باشيد. پدرم ومادرم مرا حلال كنيد كه درطول عمرم نتوانستم زحمات بى شمار شما را جبران كنم چون شما زحـمات زيادى براى بنده كشيده ايد و ناراحـت نباشيد كه من امانـت خـداوند عزوجـل نزد شما بودم مانند امانتـدارى صديق به خداوند تبارك و تعالى تحـويل داديد. و هم اكنون وصيـت نامه خود را درموقعـى مي‌نـويسم كه يكى دوشب ديگربه عمليات باقى نمانده است ودر اتاقى تنها نشسته ام در مدرسه قاضى طباطباى آبادان ساعت 5/2 شب 2/10/65مي‌باشد كه لايـق دانستـم چند جمله بعنـوان وصيت براى شما بنويسم. پدرم ومادرم همانگونه گفتم براى من گريه نكنيد هروقت خواستيد براى من گريه كنيد براى غريبى امام حسين يا به اسيرى زينب گريه كنيد. از تمام فاميـلان كه بهرگونه با آنها رابطـه اى داشتم وآنها را ناراحـت كردم تشكر كنيد و ازآنها حـلاليت بخواهيد تا روحم شاد شود. مخصوصا خاله ام ذكيه ومادربزرگ عزيزم و ازمادربزرگ عزيزم تقاضاى حلاليت مي‌طلبم و زحماتى فراوان كشيده است. پدرم خيلى معذرت مي‌خواهم و حلالم كن. پدرجان كه تو حقى بزرگ برگردنم داريد. همسرم بجاى من از پدرت، مادرت، برادرانت معذرت بخواه و بگو كه مرا حلال كنند چون گاهى عصبـانى شده ام و شايد به آنها چيـزى گفتـه ام. پدرم و مادرم چند مسائلى مي‌گويم كه حداقل يك سال نمازوروزه تا آنجايى كه ممكن مي‌باشد برايم بخوانند و انجام دهند واز هر كسى طلبكار نيستم ولى بدهكار هستم. 1- 1000 هزارتومان به خواهر زنم فاطمه و250 تومان به محمود داماد عباس ؟؟؟ بدهكارم. 250ريال به حسين حيدرى فرزند حاجى حيدرى و پول‌كه از عمويم گرفتم يادم هست ازمادرزنم يادم نيست بگويم هرچه گرفته ام پس دهيد و از كسانى كه به آنها بدهكارم اگرآمدند گفتن حتى يك ريال طلب داريم به آنها بدهيد تا درقبرراحت بخوابم. و قبرم را هر جائى كه خودتان صلاح دانستى دفن كنيد با رضايت حودتان چه در دهوسطى وچه در بهشت زهرا. وسلام من را به همه اقوامان و فاميلان ودوستانم برسانيد وبگوييد كه دنباله رو راه شهدا باشند و از انقلاب ومردم جدا نباشند ودعا براى امام و رزمندگان از ياد نكنيد. درآخرازتمام شما معذرت مي‌خواهم ومرا هم حلال كنيد. همسرم خداحافظ، خداحافظ، دخترم‌بتول، راحله خدا حافظ، خداحافظ ومرا حلال كنيد. ؟؟؟ حقى بزرگى شما دخترانم برگردنم داريد. خواهرم: حجاب اسلامي‌داشته باش و رعايت كن. همسرم حجاب اسلامي‌را رعايت كن و به دخترانم بياموز. مادرم حجاب را رعايت كن خداحافظ. مادرم، مادرم خداحافظ پدرم خداحافظ. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. به اميد پيروزى رزمندگان اسلام. مادرم، پدرم، همسرم، برادرانم، خواهرم فراموشم مكنيد فراموشتان نخواهم كرد. شما درمن آتشى هستى كه خاموشتان نخواهم كرد. دركلبه ما رونق اگرنيست صفا هست آنجا كه صفا هست نور خدا هست جعفر محمدى 1/10/65