شهيد ابوالفضل سرلك
- تاریخ تولد: 1347/05/12
- فرزند: احمدعلي
- تاریخ شهادت: 1368/03/23
وصیتنامه
:1392806-سرلك-ابوالفضل بسم رب الشهدا و صديقين متن وصيتنامه پاسدار رشيد اسلام و فاتح ميدانهاى مين برادر شهيد ابوالفضل سرلك بسم الله الرحمن الرحيم ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون (توبه 111-110)خدا جان و مال اهل ايمان را به بهشت خريدارى كرده آنها در راه خدا جهاد مىكنند كه دشمنان دين را بكشند يا خود كشته شوند. به نام خداوندى كه به ما جان داد تا آن را فداى اسلام و مسلمين كنيم و با سلام خدمت آقا امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف و نايب بر حقش امام خمينى كبير و تمام شهيدان گلگون كفن انقلاب اسلامى و با سلام به پيشگاه امت رزمنده ايران سخنم را آغاز مىكنم. خدايا به تمام نعمتهايى كه به ما ارزانى داشتى حمد و ثنا مىگويم و از اين كه ما را در اين زمان و در اين مرحله از زمان پرورش دادى و بزرگ كردى كه در اين دنيا باشم و وجود امام عزيز را درك كنم و نداى مسيحائى وى را گوش دهم و در اين انقلاب ،انقلابى كه عظيمترين انقلاب جسمى و روحى از تمام ابعاد اجتماعى و انسانى بود شركت داشته باشم و در اين جنگ حق عليه باطل از جانب ابرقدرتها بر اسلام تحميل شده آماده شوم و اين جان ناقابل را در طبق اخلاص قرار دهم.خدايا از تو سپاسگزارم. در آغاز سخنى دارم با امام بزرگوار آن پير دلاورى كه چون كوه استوار است و چون شير غرنده و چون طوفان توفنده و چون دريا مواج و خروشان آن پير جمارانى كه خدا عنايتى كرد و وجود مبارك ايشان را بر ما منت گذاشت و ما را لياقت و شايستگى بودن در خدمت اين امام را عطا فرمود،خدا را به اين نعمت شايان توجه، سپاس مىگويم و طول عمر امام را از ايزد متعال خواهانم. خداوندا از عمر حقير من بكاه و بر عمر شريف اماممان بيفزا. خدا را گواه مىگيرم كه من اين راه را كه راه ابى عبدالله الحسين (ع) است با روشنى و با آگاهى برگزيدم و راه حق است و انسان چگونه بميرد شرط است در بستر بيمارى بميرد يا در غير بستر اما من مرگ در بستر را نمىخواهم كه اين گونه مردن براى انسان خداپرست نمىباشد همانگونه كه امام چهارم شيعيان امام سجاد (ع) مىفرمايد شهادت ميراث و كرامت ما خاندان مىباشد.خدايا مرا با شهداى كربلا و حسين (ع) محشور كن .الهى آمين. حال روى سخنم با پدر و مادرم مىباشد.پدر و مادر عزيزم در طول زندگى موجب ناراحتى شما شده بودم اميدوارم كه مرا ببخشيد و در نبود من فغان و ناله نكنيد و بدانيد كه من راه پر سعادتى را انتخاب كردم و شما بايد بدانيد كه اين امانتى كه دست شما بود به خوبى به صاحبش تحويل داديد و شما بايد بدانيد كه امام حسين (ع) هر چه داشت در راه خدا از دست داد همانطورى كه قرآن كريم مىفرمايد :لن تنالوالبر حتى تنفقوا مما تحبون ... شما هرگز به مقام نيكوكاران و خاصان خدا نخواهيد رسيد مگر آنكه از آنچه دوست مىداريد و بسيار محبوب است در راه خدا انفاق كنيد و شما اى مادر همچون زينب (س) پايدار باش و آرزوى دشمن را يأس كن و بايد در راه خدا از همه چيز بگذرى حتى اگر از بهترين چيزها باشد همانطورى كه امام حسين (ع) از على اكبر و على اصغرش گذشت و به مقاوم والاى انسانيت رسيد و انشاالله كه خداوند قربانى شما را قبول كند انشاالله. خطاب به برادرانم: در طول زندگى كه با شما كردم موجب ناراحتى شما شده بودم اميدوارم كه مرا ببخشيد و شما بايد اين را بدانيد كه هميشه بايد ادامهدهنده راه شهيدان باشيد خداوند انشاالله در كارهايتان موفقتان بدارد. خطاب و روى سخنم با امت امام مىباشد:كسى كه امام را مىخواهد بايد بداند كه خط امام چه خطى و كلامش چه كلامى ايا پيرو خط امام بودن به همين سادگى است كه مىگوئيد يا به همين شعارهاست بايد عمل كرد آيا با گفتن لبيك كافى مىباشد يا عمل و يا همان شعار كافى مىباشد ولى اين نمىباشد كلام امام كلامى مىباشد كه بايد به آن عمل كرد اگر امام را مىخواهيد بايد راه امام را پيمود و نبايد بنشيند و بگويد خدايا خدايا تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار يا بگويد جنگ جنگ تا پيروزى اين كافى نمىباشد بايد عمل كرد ولى اين را بدانيد اگر امام را مىخواهيد بشناسيد بايد از بسيجىها شروع كرد اگر اين بسيجيهاى شيردل را شناختيم اين را بدانيد كه شناخت امام از شناخت همين جان بركفان اسلام مىباشد . در آخر از پدر و مادرم مىخواهم كه مرا در بهشت زهرا (س) دفن كنند و از اول خيابان شهادت (مهرنو) تشييع كنيد تا درب مسجد نبى در آنجا عزادارى كنيد و از آنجا به طرف منزل پيكر مرا روانه كنيد و از آنجا به سوى گلزا شهدا روانه كنيد. در ضمن از كليه كسانى كه اين بنده حقير نفس را مىشناسند طلب حلاليت كنيد و وسايلى كه به آنها خمس تعلق مىگيرد آن را حساب كنيد و بدهيد و مقدار 3 ماه روزه قضا دارم و كفاره آنها را حساب كنيد و حدود شش ماه نماز قضا دارم آنرا بخوانيد .خدا يار و ياورتان باشد. با تشكر اگر بار گران بوديم و رفتيماگر نامهربان بوديم و رفتيمشما با خانمان خود بمانيد كه ما بى خانمان بوديم و رفتيم***گلى گم كردهام مىجويم او را به هر گل مىرسم مىبويم او راگل من يك نشان در بدن داشتيكى پيراهن كهنه به تن داشتمىروم تا انتقام سيلى زهرا (س) بگيرم خداحافظ 14/3/67 ابوالفضل سرلك