img

شهيد يحيي مارانكلايي

  • تاریخ تولد: 1347/01/01
  • فرزند: موسي
  • تاریخ شهادت: 1362/08/26





وصیتنامه


:بسم الله الرحمن الرحيم من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى و من عرفنى احبنى و من احبنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلى ديته و من على ديته فاناديته آنكس كه مرا طلب كند مى بايد آنكس كه مرا يافت مى شناسد آنكس كه مرا شناخت دوستم مى دارد آنكس كه دوستم داشت به من عشق مى ورزد آنكس كه به من عشق ورزيد من نيز بهاو عشق مى ورزم آنكس كه به او عشق ورزيدم مى كشم او را آنكس را كه من بكشم خونبهايش بر من واجب است و آنكس كه خونبهايش بر من واجب است من خونبهايش هستم به نام خالقى كه جانم از اوست فكرم در اوست چشمم را روشنائى مى بخشد و قلبم را آينه خوبى مى سازد شلام بر محد پيامبر راستين اسلام ، سلام بر على (ع) فرياد خروشان حق اسلام ، اسلام بر حسين (ع) معلم راستين خط سرخ شهادت سلام بر مهدى (عج) منجى عالم بشريت و سلام بر خمينى نايب بر حق مهدى (عج) تبلور ايمان ، استقامت و قلب تپنده مسلمين جهان و سلامت بر امت حزب الله و شهيد پرور ايران و سلام بر بدن هاى پاره پاره فرزندان اسلام از كربلاى حسين تا كربلاهاى ايران . اكنون كه افتخار دارم در اين جشن و مهمانى عظيم كه سفره بركت خداست شركت كنم بسيار خرسندم كه توانسته ام بهنداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خمينى بزرگ لبيگ گفته و اگر گناهانم بند اسارت را از اين تن رنجور باز كند و لياقت شهادت را پيدا كنم ثارالله را مفهوم بخشم اى خانواده ام و اى دوستان و آشنايانم آگاه و دانسته باشيد كه من آگاهانه به راه عظيم ودشوار و لغزنده كه جز حقيقت همسفرم نيست پا نهادم و رضايم به رضاى خداست نكند بعد از شهادت من كوچكترين ناراحتى و غم و غصه به دل راه دهيد و خداى نكرده در ملا عام گريه كنيد و نكند اين كارتان بر لب هى نكبت بار آمريكا و منافقان خنده نشان دهيد بخصوص به خانواده ام مى گويم و خدا را شكر كنيد كه خانواده شهيد هستيد شيرينى و نقل بر مزارم پخش كنيد و بر قبرم زارى نكنيد و هماره بگوئيد اينجا حجله فرزندمان است مادرم اگر چه مى دانم نالانى ولى در خفا ناراحت باش مادرم اى ستاره شب مانند همچون مادر وهب آن شيرين زن صدر اسلام باش كه سر فرزندش را در جنگ به سوى او پرتاپ كردند و شجاعانه آنرا به طرف دشمن پرتاب كرد و با نداى محكمى به دشمن گفت : من چيزى كه در راه خدا و حسين دادم پس نمى گيرم مادرم همچون ليلا كه على اكبر را آماده نبرد نمود تو هم دو برادر را آماده نبرد نما اما وصيتم به تنها خواهرم : چون زينب دخت فاطمه زهرا و على مرتضى و خواهرم مظلوم دشت كربلا باش و از دست صدام و صداميان اين يزيدان زمان شكوه كن و بگو كه چگونه به ما مى تازند و چگونه روى مغول را سفيد مى كنند پدر و مادرم نمى دانم چگونه از شما بخواهم كه اين فرزند ناقابلتان را حلال كنيد مرا ببخشيد گر چه روئى ندارم پدرو مادرم مرا ببخشيد اگر چه بى احترامى به شما نمودم ومادرم از تو خواهش عاجزانه دارم كه شيرت را بر من حلال نما پدرم سلام به آن دستهاى پينه بسته وبه آن دستهاى پينه بسته ات مرا حلال نما خواهرم و برادرانم مرا ببخشيد كه گاهى اوقات به شما پرخاش نمودم و قبول دارم كه از روى جهل و نادانى من سرچشمه مى گرفت شما را اى پدرم كه عمرى را بخاطر من در رنج و عذاب بسر بردى چون چشمانم دوست مى دارم و دوستت مى داشتم و دوست دارم كه بعد از من هم در راه امام بمانى از كليه برادران و خواهران اهالى روستا و دوستان و آشنايان حلاليت مى طلبم كه چنانچه خطايى وگناهى از من سر زده است مرا ببخشيد و در پايان پيامى دارم بر امت حزب الله و هميشه در صحنه اگر چه من كوچكتر از آنم كه به اين امت پيام دهم از اين امت عاجزانه مى خواهم كه پيرو و پشتيبان ولايت فقيه باشيد كه همان خط امامت شيعه و خط رسول خدا و در نتيجه خط الله است دست از روحانيت بر نداريد كه كشور بدون روحانيت مانند انسان بدون طبيب است در نمازهاى جمعه و جماعات شركت كنيد كه بفرموده امام عزيز دشمنها از نماز مى ترسند به خانواده هاى شهدا سر بزنيد چرا كه آنها از بهترين عزيزانشان در راه اسلام گذشتند و به جبهه ها هجوم بريد كه امام رفتن به جبهه ها را واجب كفائى دانستند دعا به جان اماما و مسئولين مملكتى و به جان رزمندگان اسلام و براى تعجيل در ظهور حضرت امام را فراموش نكنيد در پايان تنها آرزوى كه دارم اين است كه شهيد گمنام بميرم و اگر اين فوز عظيم نصيبم نشد ارزو دارم كه مرا در كربلاى گرگان امامزاده عبدالله در كنار ديگر برادران شهيدم بخاك بسپاريد و از پدر و مادرم مى خواهم كه به مدت دو ماه نمازهاى پنچ گانه را براى من بخوانيد از مال و منال دنيا چيزى ندارم جز اندكى كتاب كه آنها را به خواهرم هديه مى كنم دعاى هميشگى را فراموش نكنيد خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار