
شهید عمران همرنگ تقی دیزج
- تاریخ تولد: 13380102
- فرزند: علي
- محل شهادت: نهر جاسم
- تاریخ شهادت: 1365/12/04
زندگینامه
شهید عمران همرنگ فرزند علی در سال 1338 درمنطقه ارادبیل چشم به جهان گشود. از آبان ماه 1359 همکاری خود را با سپاه آغاز کرد تا کلاس سوم نظری تحصیل کرده بود و معاونتگردان حضرت قاسم(س) از لشکر 31 عاشورا را بر عهده داشت. وی دراسفند 65 درکنار "نهرجاسم" به درجه رفیع شهادت نائل امد. از شهید دو فرزند به نامهای مهدی و رقیه به یادگار مانده است. عمران درکل زندگی خود را با مشکلات زیادی سپری کرد. او از جمله مردانی بود که طعم محرومیت را با تمام وجود لمس کرده بود. کودکیاش پشت دار قالی سپری شده بود و هر گاه که از خستگی کار فراغتی مییافت در کلاسهای شبانه شهر بتحصیل میپرداخت. کم کم رایحه انقلاب در فضای کشور پیچید و عمران نیز به صف مبارزان پیوست و تا آنجا که در توان داشت برای پیروزی تلاش کرد. بعد از پیروزی انقلاب ابتدا با گروهی برای حراست از بیتالمال به منطقه طوالش رفت تا از کارخانجات کاغذسازی چوکا پاسداری کند و پس از بازگشت در سال 59 به سپاه پاسداران پیوسته مدتی یکی از محافظین امام جمعه محترم اردبیل بود و زمانی نیز مسئولیت ستاد نمین و سرعین و معاونت سازماندهی بسیج اردبیل را عهدهدار شد و هر از چند گاهی که موقعیت را مناسب میدید به جبهه اعزام میشد و با دشمن بعثی به نبرد میپرداخت. او اعتقاد داشت که باید در صحنههای جنگ حضور پیدا کرد و تا پیروزی نهایی با دشمن مبارزه نمود اما گرچه خود از فرماندهان شجاع و دلیر بود فقط به آن بسنده نمیکرد و همراه دیگر همرزمان تیربار، آرپیجی به دست میگرفت و سینه خصم را نشانه میرفت. دلاوری او در عملیاتهای مختلف و مخصوصا والفجر هشت و کربلای چهار و پنج زبانزد همه بود. شهید عمران همرنگ، استقلال فکری عجیبی داشت با وجود این برای مشورت اهمیت فوقالعادهای قایل بود و در سختترین لحظات اصلا خستگی به خود راه نمیداد. تمامی کارهایش بر نظمی منطقی استوار بود حتی شوخیهایش از بیان و زیبایی برخوردار بود و قدرت سازماندهی با ارزشی داشت. او هر توفیقی را خواست الهی میدانست. او از روزی که وارد جنگ شد در جبهه ماند تا در اسفند 65 درعملیات کربلای 5 و در کنار «نهر جاسم» به درجه رفیع شهادت نایل آمد .از شهید ،دو فرزند به نامهای مهدی و رقیه به یادگار مانده است
وصیتنامه
شکر خدایی را که ما را توفیق داد تا در این جنگ شرکت کنیم و شاهد پیروزیها و دلاوریهای سپاه اسلام باشیم. اکنون در ایام ماه محرم هستیم، ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد ماهی که تاریکیها را پس زد و نور را پیروز گردانید. برادران و خواهران عزیزم! رسالت ما در مقابل اسلام و انقلاب و همه شهیدان و کیفیت ادامه راه آن دررساندن پیام مظلومیت اسلام و مظلومیت این انقلاب که بر همه جهانیان بسی سنگین است بر عهده ماست من هم مثل تمامی برادران جان بر کف، به غیر از جان چیز دیگری ندارم که به دین اسلام هدیه کنم لذا خواستم جان خود را در راه مسلکم و عقیدهام و قرآنم قربانی کنم. ایمان ما استوار و قلب ماآرام است ما را گریه مادران داغ دیده و زاری خوهران بی برادر و اشک سالخوردگان و خردسالان ازراه خویش باز نمیگرداند.